رفت و چنان سوگند خورد ، ] گفت : اى برادر ، اگر مىخواهى كه من اين صحيفه بدست تو دهم ، برو و غسلى [ 1 ] بر آور و وضوئى بساز كه اين كلام خدايست و پاك است ، و كسى را كه طهارتش نباشد نشايد كه دست بر ان نهد .
عمر ، رضى اللّه عنه ، برفت و غسلى برآورد و وضو بساخت و آن صحيفه برگرفت و از اوّل سورت طه تا آنجايگه كه :
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى [ 2 ]
.
برخواند . چون به آن جايگاه رسيد ، عمر ، رضى اللّه عنه ، بگريستن درآمد ، گفت :
ما احسن هذا الكلام و اكرمه .
گفتا : چه نيكو سخنيست اين سخن و چه مكرّم خطابيست اين خطاب .
چون عمر ، رضى اللّه عنه ، اين بگفت ، خبّاب بن الأرتّ ، كه از بيم وى پنهان شده بود ، پيدا آمد [ 3 ] و گفت : اى عمر ، اميد چنان مىدارم كه حق تعالى كرامت اسلام ترا ارزانى [ 4 ] خواهد كرد . عمر ، رضى اللّه عنه ، گفت :
چون مىدانى [ 5 ] ؟ خبّاب گفت : زيرا كه ديك ، سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، دعا مىكرد و مىگفت :
اللّهمّ أيّد الإسلام بأبى الحكم بن هشام أو بعمر ابن الخطّاب .
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : پيشتر غسلى .
[ ( 2 - ) ] طه ، 6 . در متن عربى ج 1 ص 370 اين آيه ذكر نشده و در روض الانف ص 217 از يونس چنين روايت شده است : ان عمر حين قرأ فى الصحيفة سورة طه انتهى منها الى قوله : لتجزى كل نفس بما تسعى ( آيه 15 ) .
[ ( 3 - ) ] روا : بيرون آمد .
[ ( 4 - ) ] روا : روزى .
[ ( 5 - ) ] روا : گفت چرا اين سخن از كجا مىگوئى ؟