تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
به اسلام در نيامده بود ، ما كه مسلمانان بوديم نمىيارستيم نماز بنزديك كعبه كردن . چون وى مسلمان شد [ 1 ] ، [ در پيش ايستاد و مسلمانان در دنبالهء وى ايستادند و مىرفت و با كافران جنگ مىكرد تا نزديك كعبه شد [ 2 ] ] و نماز كرد و مسلمانان با وى نماز كردند . و هم عبد اللّه [ بن ] مسعود ، رضى اللّه عنه ، گفت كه : اسلام عمر فتحى بود مسلمانان را ، و هجرت وى اسلام را نصرتى بود ، و إمارت وى خلق [ 3 ] را رحمتى بود . و ما كه مسلمانان بوديم هميشه عزيز بوديم ، چون عمر ، رضى اللّه عنه ، به اسلام آمد .

حكايت اسلام عمر رضى اللّه عنه . 46

در اسلام عمر ، رضى اللّه عنه ، دو روايت است : يكى روايت أهل مدينه كنند ، و روايتى ديگر مجاهد و عطا كنند . روايت أهل مدينه آنست كه سبب اسلام عمر ، رضى اللّه عنه ، آن بود كه : خواهرش فاطمه بنت الخطّاب به اسلام در آمد و شوهرش سعيد [ 4 ] بن زيد ابن عمرو بن نفيل همچنين مسلمان شده بود . و ايشان مسلمانى پنهان مىداشتند . و يكى ديگر هم از قبيلهء عمر ، رضى اللّه عنه ، كه نام وى نعيم بن عبد اللّه النحّام [ 5 ] بود ، مسلمان شده بود ، و از بيم عمر نمىيارستند إظهار كردن . و خبّاب بن الأرت [ از ] پيش پيغمبر ، عليه السّلام ، پيش ايشان رفتى و ايشان را قرآن آموختى . و عمر ، رضى اللّه عنه ، عظيم مسلمانان را دشمن داشتى و نام اسلام و پيغمبر ، عليه السّلام ، پيش وى نشايستى [ 6 ] گفت ، كه دشنام دادى و سفاهت بسيار نمودى . يك روز كسى در آمد و گفت : اى عمر ، اگر كارى خواهى كردن
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : به اسلام درآمد . [ ( 2 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 3 - ) ] ساير نسخ : خلايق . [ ( 4 - ) ] در اصل : سعد بن زيد بن نفيل . [ ( 5 - ) ] در اصل و ساير نسخ فارسى : الشحام . [ ( 6 - ) ] ايا : نيارستندى . ط : نيارستى . پا : نمىيارستند .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 330 | قاضى ابرقوه