ميل وى بجانب اسلام و مسلمانى است ، بر وى خروج كردند و بخصمى وى بيرون آمدند . و نجاشى ، چون ديد كه أهل حبش خروج كردند و بخصمى وى بيرون آمدند ، كس [ 1 ] فرستاد بر صحابه و ايشان را چند كشتى معيّن كرد و اسباب ايشان در ان بساختند و ايشان در ان نشاندند و گفت [ 2 ] : انتظار مىكنيد * اگر من بر أهل حبش غلبه كنم پس شما باز آئيد و در حبشه مىباشيد همچنان كه بوديد ، و اگر [ 3 ] أهل حبش بر من غلبه كنند پس شما كشتيها برانيد و هر كجا كه خواهيد برويد ، و چون ايشان را اين پيغام فرستاده بود ، پارهاى كاغذ بخواست و اعتقاد خود در ان بنوشت [ و اين ] [ 4 ] چنين [ نوشت ] [ 4 ] كه : من كه نجاشىام گواهى مىدهم كه خداى يكيست [ 5 ] و محمّد پيغمبر وى است بحقّ و عيسى پيغمبر و بندهء وى است و كلمه و روح وى است كه در مريم دميد و از ان عيسى پيدا شد . چون اين نوشته بود ، آن كاغذ را تعويذ ساخت و بر بازوى راست بست و برخاست و بجنگ أهل حبش رفت و پيش از آنكه جنگ كردى ، ايشان را گفت : اى أهل حبش ، نه من پادشاه شما بودم ؟
گفتند : بلى . گفت : نه عدل كار فرمودم با شما ؟ گفتند : بلى [ 6 ] . گفت : پس چرا بر من خروج كردهايد ؟ گفتند : تو مفارقت دين ما نمودهاى و اعتقادى ديگر در حقّ عيسى دارى [ 7 ] . نجاشى گفت : شما چه اعتقاد داريد در [ 8 ] حقّ عيسى ؟ گفتند : ما مىگوئيم كه عيسى پسر خداست و تو مىگوئى كه وى بندهء خداى است . آنگاه نجاشى با ايشان مغالطت كرد و گفت : من نيز همين
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : آمدند نجاشى كس .
[ ( 2 - ) ] روا : + شما در اين كشتيها نشينيد .
[ ( 3 - ) ] روا : شما از كشتيها بيرون آئيد و همچنان در حبش مىباشيد و اگر .
[ ( 4 - ) ] از روا نقل شد . ايا : خود بر آن نبشت و چنين نبشت كه .
[ ( 5 - ) ] ايا و پا : + بى همتا و بى انباز .
[ ( 6 - ) ] ايا و ط : + نه شفقت و تيمار داشت كردم شما را ؟ گفتند : بلى .
[ ( 7 - ) ] در اصل : داريد . ساير نسخ : گرفتهاى .
[ ( 8 - ) ] ساير نسخ : اى أهل حبش اعتقاد شما چونست در ؟