تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
مىگويم در حقّ عيسى و دست بر آن تعويذ نهاد كه در باز و بسته بود ، يعنى اعتقاد من در حقّ عيسى اينست [ 1 ] كه در اين تعويذ است . ايشان ندانستند كه وى چه مىگويد و پنداشتند كه وى مىگويد كه : من نيز همين مىگويم در حقّ عيسى كه شما مىگوئيد . آنگاه همه فرود آمدند و پياده پيش وى باز شدند و قدمهاى وى بوسه دادند و گفتند : چون چنين است ما همه متّفق شديم بدانكه توئى پادشاه ما و توئى حاكم و مالك ما [ 2 ] . پس نجاشى ، رحمة اللّه عليه ، بدان مغالطت لشكر حبش را باز قرار خود آورد و خود ، چنان كه ايشان نمىدانستند ، ايمان و مسلمانى مىورزيد و متابعت پيغمبر ، عليه السّلام ، مىكرد تا از دنيا مفارقت كرد . چون خبر وفات وى بسيّد ، عليه السّلام ، رسيد ، بر وى نماز كرد و او را آمرزش خواست . عايشه ، رضى اللّه عنها ، گويد : چون نجاشى از دنيا مفارقت كرد [ 3 ] ، مردم بر سر گور [ 4 ] وى پيوسته نور مىديدند * كه مىافروخت ، رحمة اللّه عليه . باز آمديم بسر حكايت [ 5 ] سيّد ، عليه السّلام ، با كافران قريش . پس عبد اللّه بن [ أبى ] ربيعه و عمرو بن العاص از حبش باز گرديدند و آن خلاف [ 6 ] بر ايشان رفته بود . و ديگر عمر ، رضى اللّه عنه ، هم در آن مدّت به اسلام در آمده بود . صحابه كه در مكّه بودند قوى دل شدند و دين اسلام عزّت زيادت يافت و جانب مسلمانان منيع شد از آنكه كافران ايشان را رنجانيدندى . عبد اللّه [ بن ] مسعود ، رضى اللّه عنه ، گويد : تا عمر ، رضى اللّه عنه ،
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : چنين است . [ ( 2 - ) ] روا : تو پادشاه و حاكم مائى . ايا : تو پادشاه مائى و حاكم مائى و ملك مائى . [ ( 3 - ) ] ايا و پا : برفت . [ ( 4 - ) ] ايا و پا : قبر . [ ( 5 - ) ] روا : احوال . [ ( 6 - ) ] در اصل و ايا و ط : خلاقت . روا و پا : خلافت .