كرد و گفت : اى قوم ، شما در حق عيسى بن مريم چه گوئيد ؟ جعفر بن ابى طالب ، رضى اللّه عنه ، گفت : اى ملك ، ما در حق عيسى آن مىگوئيم كه خداى و رسول او بگفته است . نجاشى گفت : آن چيست [ 1 ] ؟ جعفر گفت :
[ هو ] عبد اللّه و رسوله [ و روحه ] و كلمته القاها إلى مريم العذراء البتول [ 2 ] .
گفتا : عيسى بندهء خداى است و رسول وى است و كلمهء وى است و روح وى است كه به مريم فرستاد و در وى افگند تا بقدرت بى علّتش عيسى بى پدر از وى به وجود آمد . چون جعفر اين بگفت ، نجاشى از ان تعجّب كرد و چوب [ 3 ] پارهاى برگرفت و گفت : اى سبحان اللّه ، آنچه گفت [ 4 ] يك حرف از صفت عيسى ، چنان كه در تورات و إنجيل بود ، خطا نكرد و نعت و صفت وى چنان كه بود بگفت [ 5 ] . بطارقه ، چون ديدند كه نجاشى تصديق جعفر كرد در صفت عيسى ، ايشان را ناخوش آمد و روى بگردانيدند و گردن كج كردند ، چرا كه اعتقاد ايشان در حقّ عيسى نه آن [ 6 ] بود كه جعفر گفته بود ، لكن نجاشى اعتقاد راست داشت و آنچه جعفر گفت بر وفق اعتقاد وى بود . چون بطارقه سرگران [ 7 ] كردند و روى بگردانيدند ، نجاشى خشم گرفت و گفت : اگر خواهيد سرگران مىداريد و اگر خواهيد مداريد كه اعتقاد من در حقّ عيسى اينست كه وى گفت ، يعنى جعفر ، رضى اللّه عنه .
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : چه گفتهاند .
[ ( 2 - ) ] در اصل : الى مريم و روح منه العذراء البتول .
[ ( 3 - ) ] در اصل : جواب و بمتابعت از متن عربى ج 1 ص 361 بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 4 - ) ] ساير نسخ : آنچه بگفت راست گفت .
[ ( 5 - ) ] روا : بجملگى بگفت .
[ ( 6 - ) ] روا : بر خلاف آن .
[ ( 7 - ) ] در اصل : سرگردان .