تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
أحكام شريعت ما را مىآموخت [ 1 ] ، آنگه از ميان قوم ، ما تصديق وى نموديم و متابعت وى مىكرديم و بدين وى درآمديم و ترك بت پرستيدن بكرديم و آنچه وى ما را مىفرمود بجاى مىآورديم . پس قوم بر ما تعدّى كردند و دست ظلم و ستم بر ما بگشودند و پيوسته ما را مىرنجانيدند و در فتنه و بلا مىافگندند ، تا چون پيغمبر ما ، عليه السّلام ، حال بدان صفت ديد ، ما را دستورى داد تا هجرت نموديم و به ولايت تو درآمديم و اين جايگاه مقام ساختيم [ 2 ] ، تا حق تعالى فرجى فرستد . اكنون قوم ، چون بدانستند * كه ما [ را ] اين جايگاه خوش است و تو [ را ] با ما نظر عنايت است ، حسد بردند و اين [ 3 ] رسولان بفرستادند ، تا تو ما را بدست ايشان باز دهى و ايشان ما را [ 4 ] به مكّه برند و ديگر باره ما را در بلا و فتنه افگنند . چون جعفر اين سخن بگفت نجاشى گفت : هيچ دانى از اين قرآن كه محمّد بشما آورده است ؟ گفت : بلى . نجاشى گفت : برخوان . جعفر آغاز كرد و آواز برداشت و گفت :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . كهيعص . ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا . إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا [ 5 ]
. چون پاره‌اى از سورت كهيعص برخوانده بود ، نجاشى و أساقفه كه حاضر بودند جمله بگريستن درآمدند و چندان بگريستند كه دامنهاى ايشان از آب ديدگان‌تر شد . آنگه نجاشى گفت : اين سخن ، يعنى قرآن و آنچه عيسى [ 6 ] آورده است هر دو از يك مشكات بيرون آمده است . پس روى باز عبد اللّه بن [ ابى ] ربيعه و عمرو بن العاص كرد و گفت : برخيزيد و برويد ، بخداى
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا : مىآموزاند . [ ( 2 - ) ] روا و ايا و ط : مائيم . . . درائيم . . . سازيم . [ ( 3 - ) ] ايا : و در پى ما اين . [ ( 4 - ) ] در اصل : را ما . [ ( 5 - ) ] مريم ، 1 تا 3 . [ ( 6 - ) ] در جميع نسخ فارسى و ووستنفلد بخلاف متن عربى ج 1 ص 360 : موسى .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 320 | قاضى ابرقوه