امّ سلمه ، رضى اللّه عنها ، گفت : چون مرد نجاشى [ 1 ] بيامد ببر صحابه و ايشان را بخواند ، دانستند كه ايشان را از بهر چه مىخوانند . پس جمله بهم آمدند و با هم اتّفاق كردند كه پيش نجاشى چه گويند [ 2 ] و جواب سخن وى چه دهند ، و اتّفاق بر ان كردند كه آنچه حقّ باشد بگويند و آنچه خداى و پيغمبر ايشان را فرموده است جواب ايشان باز دهند . و نجاشى دين ترسائى داشت و فرموده بود و جملهء أساقفه و رهابين و جملهء علماى ايشان حاضر كرده بودند و مصاحفهاى [ 3 ] تورات و إنجيل بگسترانيده بودند . چون صحابه در شدند [ 4 ] ، نجاشى روى بديشان كرد و گفت : اى قوم ، اين چه دين است كه شما آن را بر پاى داشتهايد [ 5 ] ؟ از ميان قوم ، جعفر بن أبى طالب ، رضى اللّه عنه ، بسخن در آمد و گفت : اى پادشاه ، بدان كه ما از قومى از أهل جاهليّت بوديم و بتان را مىپرستيديم و مردار همى خورديم و ارتكاب فواحش مىكرديم و قطع أرحام و رنجانيدن خاصّ و عام و ظلم بر ضعيفان و حيف بر همسايگان كار [ 6 ] و عادت ما بود ، تا حق تعالى بر ما رحمت كرد و از ميان قوم كسى را بر انگيخت و او را برسالت بما فرستاد كه وى بنسب و حسب از همه معروفتر و بصدق و أمانت از همه مشهورتر [ 7 ] ، ما را بتوحيد و عبادت خداوند تعالى فرمود و از پرستيدن بتان ما را منع كرد و بر جملهء مكارم الأخلاق ما را حثّ [ 8 ] كرد و از جملهء فواحش ما را نهى كرد ، و قرآن كلام اللّه بر ما مىخواند و
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : رسول نجاشى .
[ ( 2 - ) ] در اصل : چگويند .
[ ( 3 - ) ] روا : مصاحف . ايا : مصحف .
[ ( 4 - ) ] روا : حاضر شدند . ايا : در رسيدند .
[ ( 5 - ) ] روا : پيش گرفتهايد و اين چه ملت است كه شما ( ايا و پا : شما را ) آن را بر پاى داشتهايد ( ايا و پا : داشته است ) .
[ ( 6 - ) ] روا : دأب .
[ ( 7 - ) ] روا : + و او را برسالت بما فرستاد و .
[ ( 8 - ) ] ايا : دلالت .