تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
سوگند مىخورم كه من ايشان را هرگز بدست شما ندهم . عبد اللّه بن [ أبى ] ربيعه و عمرو بن العاص هر دو برخاستند و دل تنگ از پيش نجاشى بدر آمدند . چون بدر آمده بودند ، عمرو بن العاص عبد اللّه بن [ أبى ] ربيعه را گفت : بخداى كه من فردا باز بر نجاشى روم و سخنى [ 1 ] بگويم در حقّ ايشان ، كه نجاشى بدان دارم كه ايشان را هلاك كند . عبد اللّه گفت : اى عمرو ، اين چندين مبالغت نبايد نمودن و اين چندين سعى نبايد كرد در هلاك ايشان ، كه اگر چه ايشان مخالفت دين ما نموده‌اند ، أمّا هم خويشان مااند . عمرو گفت : لابد باشد كه من فردا بروم و اين سخن بگويم . عبد اللّه گفت : چه خواهى گفت ؟ عمرو گفت : بگويم كه ايشان مىگويند كه : عيسى بنده‌اى است . روز ديگر باز رفتند پيش نجاشى ، عمرو بن العاص گفت : اى ملك ، تو خود نمىدانى كه [ اين جماعت [ 2 ] ] در حقّ عيسى چه مىگويند ؟ نجاشى گفت : چه مىگويند ؟ عمرو گفت : مىگويند كه عيسى بنده است . اگر مىخواهى ، ايشان را بخوان تا بدانى كه من راست مىگويم . نجاشى كس فرستاد و ديگر بار صحابه را باز خواند . امّ سلمه ، رضى اللّه عنها ، گفت : چون رسول نجاشى * بيامد و صحابه را برخواند و أحوال بگفت كه ايشان را از بهر چه مىخوانند ، همه دل تنگ شدند و با هم بنشستند و گفتند : چه گوئيم كه ما از اين ورطه برهيم [ 3 ] ؟ اتّفاق كردند كه آنچه خداى و پيغمبر وى خبر باز داده است [ 4 ] بگويند و هيچ انديشه نبرند از كس . چون پيش نجاشى آمدند [ 5 ] ، نجاشى روى با ايشان [ 6 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا و ط و پا : سخنى چند . [ ( 2 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 3 - ) ] روا : بيرون آئيم . [ ( 4 - ) ] روا : + در حق عيسى . [ ( 5 - ) ] روا : حاضر شدند . ايا : درآمدند . [ ( 6 - ) ] روا : در ايشان .