تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
بدست ما باز دهى تا ما ايشان را به مكّه باز بريم بر مهتران قريش ، كه مهتران قوم بغور أحوال ايشان بهتر رسند و مثالب و معايب [ 1 ] ايشان بهتر دانند . چون ايشان اين سخنها گفته بودند ، بطارقه و خواصّ ملك كه بر پاى ايستاده بودند به يك بار آواز برآوردند و گفتند : اى ملك ، راست مىگويند و ملك را از رفتن و بودن اين جماعت [ 2 ] سودى و زيانى نباشد و واجب كند التماس ايشان مبذول داشتن و اين جماعت را بدست ايشان باز دادن . چون اين سخن بگفتند و اين تعصّب نمودند ، نجاشى برخاست و گفت [ 3 ] : لا و اللّه ، جماعتى كه از همه عالم جوار من اختيار كردند و از جمله پادشاهان روى زمين التجا به من آوردند ، چگونه من ايشان را بدست شما [ 4 ] باز دهم [ 5 ] ؟ تا من ايشان را حاضر كنم و سخن ايشان بشنوم و كيفيّت أحوال ايشان باز دانم ، آنگاه اگر اينان [ 6 ] راست مىگويند و بحقّ ايشان را باز مىطلبند ، من رضاى ايشان بجويم و عهد و پيمان از بهر ايان بخواهم و ايشان را بدل خوشى گسيل [ 7 ] كنم ، و اگر [ 8 ] ايشان بر اينان ظلم كرده‌اند و در حقّ ايشان خلاف كرده‌اند [ 9 ] ، من هرگز ايشان بدست شما باز ندهم ، و تا ايشان [ را ] مراد باشد كه در ولايت من باشند ، من ايشان را تيمار داشت كنم و مراعات و شفقت و إحسان در حقّ ايشان هيچ كم نكنم . چون نجاشى چنين بگفت ، همه خاموش شدند و آنگه كس فرستادند * و صحابه را بخواندند [ 10 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : مثالث و معاتب . [ ( 2 - ) ] در اصل : جماعت را . [ ( 3 - ) ] روا : نجاشى در خشم شد و گفت . ايا و ط و پا : بخشم برخاست و گفت . [ ( 4 - ) ] روا : دشمن . [ ( 5 - ) ] در اصل : دهند . [ ( 6 - ) ] روا : ايشان . [ ( 7 - ) ] ط : روانه . [ ( 8 - ) ] روا : و اگر نه ايشان . [ ( 9 - ) ] ايا : گفته‌اند . [ ( 10 - ) ] روا : برخواندند .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 318 | قاضى ابرقوه