تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
رضى اللّه عنه : اى زن ، اين مسكينان را چند عذاب كنى [ 1 ] ، آخر از خداى شرم ندارى ؟ بعد از ان أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، ايشان را هر دو بخريد و آزاد كرد . و كنيزكى ديگر بود از قبيلهء بنى عدى و مسلمان شده بود و عمر ، رضى اللّه عنه ، او را عذاب مىكرد ، و عمر در آن وقت به اسلام نيامده بود ، و از جمله يك روز از بسيارى كه وى را زده بود رنجه شده بود و او را ملال آمده بود ، بعد از ان ، دست از وى بداشت و گفت : نه از ان دست از تو بداشتم كه بر تو ببخشودم * ليكن از بس كه ترا بزدم ملول شدم . بعد از ان أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، آن كنيزك ديگر بخريد و آزاد كرد . و از بس كه أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، آن جماعت از ضعيفان كه مسلمان شده بودند ، و كافران ايشان را عذاب مىكردند ، مىخريد و ايشان را آزاد مىكرد ، پدرش أبو قحافه روزى گفت : اى پسر من ، اگر اين بندگان كه مىخرى و ايشان را آزاد مىكنى ، بارى جماعتى أقويا بودندى كه آخر روزى به كار تو باز آمدندى ، أوليتر بودى از اين مشتى ضعيفان [ 2 ] و زنان كه [ 3 ] ايشان را مىخرى و آزاد مىكنى و هرگز به هيچ كار تو باز نيايند . أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، جواب پدر باز داد و گفت : اى پدر من ، من ايشان از بهر خدمت خداى مىخرم نه از بهر خدمت خود ، ضعيفان و عاجزان خدمت خداى را بهتر شايند [ 4 ] . آنگاه حق تعالى در فضيلت أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، - اين سخن كه جواب داد پدر خود را - اين آيت فرو فرستاد [ 5 ] . قوله تعالى :
فَأَمَّا مَنْ أَعْطى وَ اتَّقى . وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى . فَسَنُيَسِّرُهُ لِلْيُسْرى .
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا : به عذاب بدارى . [ ( 2 - ) ] روا : + و مسكينان . [ ( 3 - ) ] در اصل : اين كه . [ ( 4 - ) ] ايا و ط و پا : + و تقدس بهتر توانند كردن . [ ( 5 - ) ] در اصل : آمد .