تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
كافران محبوس بودند [ 1 ] باز خريده بود و آزاد كرده بود . از آن هفت تن دو مرد بودند و پنج زن بودند . آن دو مرد ، يكى بلال حبشى بود و يكى عامر بن فهيره ، و فضايل بلال خود معلومست ، و عامر بن فهيره هم از كبار صحابه بود و در غزو بدر و أحد حاضر شده بود و بعد از ان با أصحاب بئر معونه شهيد شد . و اين پنج تن زن ديگر أمّ عبيس بود و يكى ديگر زنيره بود . و اين زنّيره ، بعد از آنكه از بت پرستيدن مسلمان شد ، اتّفاق [ را ] ، چون مسلمان شده بود ، چشمها از وى برفت [ 2 ] ، كافران سرزنش وى كردند و گفتند : اى زنّيره ، لات و عزّى چشمها از تو باز ستدند ، چون تو از دين ايشان بگرديدى . زنيّره گفت : لا و اللّه ، كه لات و عزّى نه منفعت به كسى توانند رسانيدن و نه مضرّت ، ليكن حق تعالى خود چنين تقدير كرده بود و هم در شب كه كافران سرزنش وى كرده بودند زنيّره دل تنگ [ 3 ] بخفت . روز ديگر چون باز نشست [ 4 ] ، حق تعالى چشمها به وى باز داده بود بهتر از آنكه اوّل بود . كافران ، چون چنان ديدند ، خجل شدند از آن سخن كه گفته بودند . ديگر نهديّه [ 5 ] و دختر وى بود . و ايشان هر دو پرستار زنى بودند و از بهر آنكه مسلمان شده بودند ، آن زن پيوسته ايشان را [ 6 ] رنجانيدى و كارهاى سخت فرمودى . روزى أبو بكر ، رضى اللّه عنه ، بر ايشان بگذشت ، ديد كه آن زن ايشان را عذاب مىكرد و كارهاى سخت مىفرمود . أبو بكر گفت ،
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا و پا : كفار در بند بودند . [ ( 2 - ) ] ايا و ط : نابينا شد . [ ( 3 - ) ] روا : + شد و . [ ( 4 - ) ] ايا : برخاست . [ ( 5 - ) ] در اصل : هديه . [ ( 6 - ) ] در اصل : او را ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .