ملامت وى درآمدى و گفتى : [ اى ] فلان ، ديدى كه چه كردى ؟ و أجداد رها كردى و بدين محمّد درآمدى ، اين هيچ عاقل نكند كه تو كردى ، ما چنان پنداشتيم كه ترا عقلى و كفايتى هست ، اكنون بدانستيم كه ترا هيچ كفايتى و رايى نيست . و از اين جنس تعيير كردى و مردم را بدان داشتى كه بسرزنش و ملامت وى درآمدندى ، و اگر تقديرا مردى بودى بازرگان كه به اسلام درآمده بودى ، مردم را بگفتى كه با وى معاملت نكردندى و پيوسته دربند كارشكنى وى بودى ، و بهر طريق او را رنجانيدى و خسران مال وى طلبيدى [ 1 ] .
ابن عبّاس ، رضى اللّه عنهما ، گويد كه : صحابهء پيغمبر ، عليه السّلام ، در عذاب كفّار بحدّى رسيدند كه ايشان را رخصهء كلمهء كفر بودى كه به ظاهر بگفتندى و خود را از عذاب ايشان خلاص دادندى . و اللّه هو العفوّ . 45
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : رنجانيدندى . . . طلبيدندى ، و بر طبق روا و ايا ضبط شد .