تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
نحاس بيافت كه آن مرد صالح در عهد دقيانوس آن لوح رصاصين [ 1 ] در ان نهاده بود و نامهاى أصحاب الكهف و كيفيّت أحوال ايشان با دقيانوس و گريختن ايشان از دست وى و گرفتن ايشان دين حقّ و بودن ايشان در مغار و تاريخ آن عهد و آن زمان در ان نوشته بود و بر در غار پنهان كرده بود ، تا روزى كه مسلمانان ظاهر شوند ، آن بر گيرند [ 2 ] و بخوانند و كيفيّت أصحاب الكهف بدانند بتحقيق . پس قاضى بفرمود و سر آن تابوت باز كردند و آن لوح برگرفت و هر چه در ان نوشته بود برخواند [ 3 ] ، و أحوال أصحاب الكهف پيش از آنكه در غار رفتى و ايشان را بديدى معلوم كرد . پس [ چون ] حال ايشان از آن لوح قاضى را معلوم شده بود ، همچنان بر در مغاره بيستاد و حال باز پادشاه نمود . پادشاه با خواصّ لشكر برنشست و بر در مغاره آمد و بغار در شد و با أصحاب الكهف بنشست و ايشان را بديد و أحوال از ايشان بپرسيد و ايشان أحوال خود و گرفتن دين حقّ و گريختن ايشان * از دقيانوس همه بر پادشاه حكايت كردند . و بعد از ان ، ايشان نيز از پادشاه سؤالها كردند و ، چون بدانستند كه آن پادشاه مردى نيكو سيرت است ، او را وصيّت كردند بر دادن عدل و انصاف و تحذير نمودند [ 4 ] او را از ظلم و إجحاف . و چون حكايت و وصيّت [ تمام ] كرده بودند ، همچنانكه بنشسته بودند و سخن مىگفتند ، چشمهاى ايشان بخواب باز رفت و حيات از ايشان [ 5 ] بيرون رفت . و پادشاه برخاست و بيرون آمد و بفرمود تا بدر غار مسجدى بنا كردند و زيارت گاهى بساختند . و آن قوم منكران كه إنكار بعث و قيامت مىكردند ، چون أحوال أصحاب الكهف معاينه بديدند ، [ بيامدند ] و ايمان بياوردند و ببعث و قيامت معترف شدند .
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا : رخامين . [ ( 2 - ) ] روا : پديد آيند و آن لوح برگيرند . [ ( 3 - ) ] روا : لوح رصاص از ميان برگرفتند . . . برخواندند . [ ( 4 - ) ] در اصل : نمودن ، و بر طبق روا ضبط شد . [ ( 5 - ) ] در اصل : از ان ايشان ، و بر طبق ساير نسخ اصلاح شد .