تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كردى ، تا خلقى بسيار بدعوت وى از بت پرستيدن توبه كردند و به راه ايمان و توحيد درآمدند ، و باقى مردم ، آن بودند كه بر بت پرستيدن مصرّ بودند و بعث و قيامت را جاحد و منكر بودند . هر چند آن پادشاه نيكو سيرت ايشان را بتوحيد خداى خواندى و ايشان را علامت و دلايل قيامت بر شمردى [ 1 ] و از عذاب دوزخ ايشان را حذر فرمودى ، ايشان حجّت مىگرفتند و از وى قبول نمىكردند . و هر نيم شب ، آن پادشاه نيكو سيرت برخاستى و در مناجات از حق تعالى درخواستى تا آن قوم را قدرتى بنمايد و برهانى ظاهر گرداند كه بيش ازين حجّت نتوانند آوردن و إنكار بعث و قيامت نتوانند كرد . آنگاه حق تعالى دعاى وى مستجاب گردانيد و بعث أصحاب الكهف را آيتى و برهانى ساخت تا آن منكران به اعتراف در آمدند * و از سر جحود و إنكار [ 2 ] برخاستند و بديدهء اعتبار [ 3 ] در نگرستند و بخداى و قيامت ايمان آوردند . پس حق سبحانه و تعالى خواست كه ايشان را زنده گرداند [ 4 ] و از خواب بيدار گرداند ، در دل شبانى كه در آن نزديكى گله [ 5 ] را مىچرانيد ، درافگند تا آن ديوار از در آن مغاره [ 6 ] بردارد و بدان سنگها حظيره‌اى از بهر گوسفندان خود بپردازد . پس اين شبان درآمد و آن ديوار از در آن مغاره برگرفت [ 7 ] و هم در آن نزديكى حظيره‌اى از بهر گوسفندان خود بپرداخت و در مغاره همچنانكه اوّل بود گشوده گشت . آنگاه حق تعالى أصحاب الكهف را از خواب برانگيخت و برانگيزانيد . چون بيدار شدند ، پنداشتند كه يك روز [ 8 ] در مغاره بيش نبوده‌اند ،
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : بر ايشان شمردى ، و بر طبق ايا نقل شد . [ ( 2 - ) ] روا : عناد . [ ( 3 - ) ] ساير نسخ : عبرت . [ ( 4 - ) ] روا : چون حق . . . ايشان را برانگيزاند . [ ( 5 - ) ] روا : گوسفند . [ ( 6 - ) ] روا همه جا : غار . [ ( 7 - ) ] روا : برداشت . [ ( 8 - ) ] روا : نيم روز .