يمليخا ، چون از أصحاب خود اين سخن بشنيد و اين اتّفاق بديد ، عظيم خرّم شد و شكر حق تعالى بگزارد 44 و برخاستند و با هم برفتند و پيش تخت دقيانوس باز ايستادند و گفتند : اى دقيانوس ، بدان كه تا اين ساعت [ 1 ] ما ترا همى پرستيديم ، اكنون بدانستيم كه تو خدائى را نشائى [ 2 ] و ما از خدائى تو بيزار شديم [ 3 ] و به خداوند آسمان و زمين ايمان آورديم و گواهى مىدهيم كه در همه عالم جز وى خدائى نيست و جز وى خدائى كسى را نشايد ، و هر آن كسى كه جز وى را توحيد گويد و جز خدائى وى را اعتقاد كند ، كافر و ملحد باشد .
قوله تعالى :
وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً [ 4 ]
.
پس اين سخن بگفتند و از پيش دقيانوس برفتند . و دقيانوس ، از بهر آنكه ايشان خواصّ وى بودند و نپنداشت كه ايشان آن سخن از سر جدّ مىگويند ، در حال ايشان را هيچ * نگفت و ايشان ، چون از پيش دقيانوس برفته بودند ، از بهر آن بخلوت با هم بنشستند و مشورت كردند . يمليخا گفت : اى قوم ، ما [ 5 ] بخداى ايمان آورديم و توحيد وى بگفتيم [ 6 ] و از پرستيدن دقيانوس و بتان وى بيزارى نموديم ، اين ساعت مصلحت ما آن باشد كه از دست وى بگريزيم و بگوشهاى ، چنان كه ما را هيچ كس نبيند ، بنشينيم [ 7 ] و بعبادت حق تعالى مشغول شويم ، تا وى جناح [ 8 ] رحمت بر ما بگستراند و آنچه خوشتر و آسانتر باشد ما را
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : امروز .
[ ( 2 - ) ] در اصل : تو خداى را نشناسى ، و بر طبق ساير نسخ ضبط شد .
[ ( 3 - ) ] ايا : تبرا كرديم .
[ ( 4 - ) ] كهف ، 14 .
[ ( 5 - ) ] ايا و ط و پا : چون ما .
[ ( 6 - ) ] روا : بگزارديم .
[ ( 7 - ) ] روا : رويم .
[ ( 8 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : چنانچه .