تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
كرده است و باطل مىگرداند و خدايان ما را دشنام مىدهد ، و نزديك آنست تا قوم را جمله از راه ببرد و بدين خود درآورد ، و چون كار از دست رفته باشد ، آن را باز نتوان يافت و ما مراقبت جانب تو هيچ نمىياريم كردن با وى ، اكنون ديگر بار بر تو آمديم و احوال گفتيم ، تا اگر منع وى مىكنى از اين كار نيك ، و إلّا ما بيش ازين تحمّل از وى نخواهيم كردن ، يا ما در مكّه باشيم يا وى . اين بگفتند و از پيش ابو طالب بخشم برخاستند و برفتند . ابو طالب دل مشغول شد ، چرا كه نمىخواست كه به هيچ حال ايشان سيّد ، عليه السّلام ، بيازارند ، و ديگر نمىخواست كه قوم به يك بارگى از وى مفارقت كنند و جنگ و عداوت ميان ايشان ظاهر شود . آنگاه پيغمبر ، عليه السّلام ، پيش خود خواند و او را گفت : اى برادرزادهء من ، بدان كه قومى به يك بارگى بخصمى تو برخاسته‌اند و عداوت و جنگ با تو پيش گرفته‌اند و زبان ملامت بر من گشوده‌اند ، و مرا دشوار مىآيد جنگ و عداوت با قوم ، اگر در اين كار رفقى با ايشان بنمائى و بنوعى رضاى ايشان بجوئى ، بجاى خود بود . و قريش را هيچ سختر نمىآمد [ 1 ] از آنكه سيّد ، عليه السّلام ، خدايان ايشان را دشنام دادى و عيب دين ايشان كردى و نسبت كفر و ضلالت بر ايشان نهادى ، و چون بر ابو طالب آمدند * اين التماس [ 2 ] كردند كه اگر محمّد دست از خدايان ما بدارد و در دين ما طعن نيارد [ 3 ] و نسبت كفر و ضلالت بر ما ننهد ، ما را با وى كارى نيست و او داند و دين خود و ما دانيم و دين خود [ 4 ] ، ابو طالب اين معنى از قول قريش با سيّد ، عليه السّلام ، بگفت . سيّد ، عليه السّلام ، چون اين سخن از ابو طالب بشنيد [ 5 ] ،
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : نمىآيد ، و از ايا متابعت شد . [ ( 2 - ) ] روا : تمنا . [ ( 3 - ) ] روا : نزند . [ ( 4 - ) ] ايا و پا : دين ما . [ ( 5 - ) ] روا : سخن از قريش بشنيد از لسان عم خود . ايا و ط و پا : سخن از ابو طالب به گوش سيد رسيد .