تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
نزديك [ 1 ] خود را إنذار كن و به آواز بلند ايشان را به راه حق خوان [ 2 ] . پس چون اين آيت فرود آمد ، سيّد ، عليه السّلام ، خويشان خود را از بنى هاشم و غيرهم گرد كرد و بكوه صفا بر شد و ايشان را وعد و وعيد گفت و از دوزخ و بهشت ايشان را بياگاهانيد ، و بعد از ان ايشان را به راه حقّ خواند و دعوت كرد . و ايشان ، چون سخن پيغمبر ، عليه السّلام ، بشنيدند ، دور از كار نبودند إلّا أبو لهب كه از ميان همه برخاست و سفاهت [ 3 ] نمود و سخنها گفت سخت ، و از آن سبب سورت
تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ
[ 4 ] فرود آمد . و پيشتر از فرو آمدن اين آيتها ، اصحاب پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، چون خواستندى كه نماز كردندى ، به واديهاى مكّه رفتندى ، و چنان كه [ 5 ] قريش ايشان را نديدندى ، نماز كردندى . روزى جمعى از صحابه ، رضى اللّه عنهم [ 6 ] ، نماز مىكردند و در ميان ايشان سعد وقّاص بود . در آن حال كه نماز مىكردند ، گروهى از قريش بر ايشان افتادند ، به اوّل كه ايشان را ديدند سفاهت كردند ، بعد از ان كه بجنگ و خصومت در آمدند ، سعد وقّاص [ 7 ] ، رضى اللّه عنه ، استخوان پاره‌اى بيافت [ 8 ] و بر سر يكى از كافران زد و سر وى بشكست و خون از سر وى روان شد و ايشان را هزيمت كرد ، و از اين سبب گويند : اوّل كسى كه در اسلام زخم بر كافران زد و خون ايشان بريخت ، سعد [ 9 ] وقّاص بود .
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : خويشاوندان و نزديكان . [ ( 2 - ) ] روا : دعوت كن . [ ( 3 - ) ] روا : + بسيار . [ ( 4 - ) ] روا : + در حق وى . [ ( 5 - ) ] روا : مكه گريختندى و پنهان چنان كه . [ ( 6 - ) ] روا : + در گوشه‌اى . [ ( 7 - ) ] روا : درامدند مسلمانان چون از نماز فارغ شدند بجنگ كافران درآمدند سعد وقاص . متن عربى ج 1 ص 282 : اذ ظهر عليهم نفر من المشركين و هم يصلون فناكروهم و عابوا عليهم ما يصنعون حتى قاتلوهم فضرب سعد . [ ( 8 - ) ] روا : + و برگرفت . [ ( 9 - ) ] روا : زد و خون روان شد و ايشان را بهزيمت كرد سعد . . .
سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 233 | قاضى ابرقوه