تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦

حكايت پنجم در اسلام زيد بن حارثه رضى اللّه عنه

حكايت اسلام زيد بن حارثه چنان بود كه حكيم بن حزام از شام بيامده بود و كنيزك و غلام بسيار داشت [ 1 ] و زيد بن حارثه از جملهء آن غلامان بود كه وى آورده بود . و خديجه ، رضى اللّه عنها ، عمّهء حكيم بود و از بهر پرسش وى برفت - چون وى بسلامت از سفر بيامد - كه تا وى را تهنيت گزارد ، آنگه حكيم خديجه را گفت : يا عمّه ، هر كدام از اين غلامان كه ترا بايد برگير كه ترا بخشيدم [ 2 ] . خديجه ، رضى اللّه عنها ، زيد بن حارثه را اختيار كرد [ 3 ] و برگرفت ، چون وى را در خانه آورد ، سيّد ، عليه السّلام ، از وى تمنّا كرد و به وى بخشيد . سيّد ، عليه السّلام ، زيد [ بن ] حارثه را آزاد كرد و وى بفرزندى خود قبول كرد ، و اين حال پيشتر از ان بود كه وحى بسيّد ، عليه السّلام ، آمدى . و پدر زيد بن حارثه ، چون زيد را از پيش [ وى ] ببردند ، عظيم دل تنگ شد [ 4 ] و پيوسته از بهر وى و مفارقت وى مىگريستى و اين بيتها مىگفتى ، شعر :
بكيت على زيد و لم أدر ما فعل * أ حىّ فيرجى أم أتى دونه الأجل فو اللّه ما أدرى و إنّى لسائل * أ غالك بعدى السّهل [ 5 ] أم غالك [ الجبل ] و يا ليت [ 6 ] شعرى هل لك الدّهر أوبة * فحسبى من الدّنيا رجوعك لى [ 7 ] بجل
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : بسيار برده بود ، و از ايا نقل شد . روا : بيامده بود و زيد بن . . . ط و پا : بسيار آورده بود . [ ( 2 - ) ] روا : كه تو مىخواهى اختيار كن كه من تو را دادم . [ ( 3 - ) ] در اصل : بخلاف ايا و ط و پا : خيار كرد . روا : بستد . [ ( 4 - ) ] ساير نسخ : + و اندوهناك . [ ( 5 - ) ] در اصل : الاسهل . [ ( 6 - ) ] در اصل : فيا ليت . [ ( 7 - ) ] در اصل : الى .