جعفر برگرفت [ 1 ] . پس على ، كرّم اللّه وجهه ، پيش سيّد ، عليه السّلام ، مىبود تا سيّد ، عليه السّلام ، [ را ] وحى آمد و دعوت خلق [ 2 ] آغاز كرد ، و على ، رضى اللّه عنه ، ايمان آورد و جعفر ، رضى اللّه عنه ، هم پيش عبّاس ، رضى اللّه عنه ، مىبود تا آن وقت كه اسلام آورد و از وى مستغنى شد .
پس چون على رضى اللّه عنه ، ايمان آورد ، هر گه كه وقت نماز بودى ، سيّد ، عليه السّلام * على را برگرفتى و از مكّه بيرون شدى [ 3 ] و در آن واديهاى مكّه جائى كه ايشان را كس نديدى نماز كردندى [ 4 ] . تا مدتى بدين برآمد ، اتّفاق يك روز ابو طالب از بهر شغلى بيرون مكّه رفته بود ، به وادى بگذشت و در راه وادى سيّد را ، عليه السّلام ، ديد كه با على ايستاده بودند و نماز مىكردند . ابو طالب از ان تعجّب كرد و آهسته پيش ايشان رفت و بنشست تا از نماز فارغ شدند . بعد از ان ابو طالب [ 5 ] مىگويد [ 6 ] : اى برادرزادهء من ، اين چه دينست كه تو آن را مىورزى و اين چه نماز است كه تو همى كنى ؟ سيّد ، عليه السّلام ، گفت :
أى عمّ [ 7 ] ، هذا دين اللّه ، و دين ملائكته ، و دين رسله ، و دين أبينا [ 8 ] إبراهيم [ أو كما قال ، صلّى اللّه عليه و سلّم ] بعثنى اللّه به رسولا إلى العباد ، و أنت أى عمّ ، أحقّ من بذلت [ له ]
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : را باز خود گرفت .
[ ( 2 - ) ] روا : مردم .
[ ( 3 - ) ] روا : پس چون على به اسلام در آمده بود هر گاه كه وقت نماز درآمدى سيد و على برخاستندى و از مكه بيرون شدندى . و در متن عربى ج 1 ص 263 : . . . و خرج معه على بن ابى طالب مستخفيا من ابيه . . .
[ ( 4 - ) ] روا : بايستادندى و نماز كردندى .
[ ( 5 - ) ] روا : + سيد را مىگويد .
[ ( 6 - ) ] ايا و ط : گفت .
[ ( 7 - ) ] در اصل بخلاف متن عربى ج 1 ص 263 و روا : يا عم .
[ ( 8 - ) ] در اصل : دين انبيائه و ابينا .