[ بعد از وى زيد به اسلام درآمد [ 1 ] ، ] و اهل مكّه زيد را پسر محمّد خواندندى [ 2 ] ، از بهر آنكه پيغمبر ، عليه السّلام ، او را بپسرى خود قبول كرده بود [ 3 ] و او را تيمار داشت و مراعات نيكو كردى ، و چون حقّ تعالى اين آيت فرو فرستاد ، قوله تعالى :
ادْعُوهُمْ لِآبائِهِمْ
[ 4 ] يعنى پسران هر كس را نسبت بپدران كنيد ، زيد گفت : من پسر حارثهام و مرا زيد بن حارثه خوانيد ، و بعد از ان پدرش بيامد و آنگه او را زيد بن حارثه خواندندى . و بعد از زيد بن حارثه ، ابو بكر ، رضى اللّه عنه ، ايمان آورد و به اسلام در آمد . و اللّه هو الموفّق .
حكايت ششم در اسلام ابو بكر رضى اللّه عنه
نسب ابو بكر ، رضى اللّه عنه :
أبو بكر بن أبى قحافة بن عامر بن عمرو [ 5 ] بن كعب بن سعد بن تيم بن مرّة بن كعب بن لؤىّ بن غالب بن فهر .
و نام ابو بكر عتيق بود ، و او را عتيق از بهر آن گفتندى كه سخت خوب روى بود . و ابو بكر ، رضى اللّه عنه ، پيش از آنكه به اسلام درآمده بود ، در قريش از وى بزرگتر و خردمندتر كسى نبود و در علم نسب [ 6 ] على الخصوص كسى چون او نبود ، و بازرگانى كردى و همه قريش پيش وى جمع شدندى و بهر سفر كه رفتندى بدستورى وى رفتندى و هر متاع كه خريدندى و
هامش
[ ( 1 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 2 - ) ] در اصل : خواندى . روا : مىخواندند .
[ ( 3 - ) ] روا : بپسرى به خود گرفته بود .
[ ( 4 - ) ] احزاب ، 5 .
[ ( 5 - ) ] در اصل : عمير .
[ ( 6 - ) ] در اصل و ايا و ط و پا بخلاف روا : علم و نسب .