تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
مقنعه از سر بيفگند [ 1 ] ، [ و موى سر خود مكشوف گردانيد ، در حال كه او موى خود مكشوف گردانيد ، ] [ 2 ] جبرئيل ، عليه السّلام ، غايب شد . ديگر پيغمبر را ، عليه السّلام ، گفت : او را مىبينى ؟ گفت : نه . پس خديجه آواز برداشت و گفت [ 3 ] : يا محمّد ، دل خوش دار [ 4 ] كه آنچه تو آن را مىبينى فريشته است نه ديو ، و آنچه تو از وى مىشنوى وحى رحمان است نه وسواس شيطان . و سيّد ، عليه السّلام ، اگر چه واثق بود از قبل حق جلّ جلاله ، امّا ، چون مبادى وحى بود ، او را استيناس هنوز به وحى [ 5 ] نيافته بود ، از انديشه و تفكّر خالى نمىبود . تا آن زمان كه وحى متواتر شد و قرآن آيت آيت و سورت سورت به وى فرود آمد ، استيناس تمام او را حاصل شد و آن انديشها بكلّى از وى برخاست و دل وى راست بيستاد [ 6 ] و تحمّل اعباء نبوّت بكرد و همچون ديگر پيغمبران كه اولوا العزم بودند خود را بقدم تثبّت و تشمّر بازداشت و چست در ايستاد و دعوت خلق آغاز كرد . و ابتداى فرود آمدن قرآن در ماه رمضان بود ، و هم در ماه رمضان بود كه پى وحى متواتر شد و نزول قرآن متّصل شد ، چنان كه حق تعالى از ان خبر داد . قوله تعالى :
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ [ 7 ] .
قوله تعالى :
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : باز كرد . [ ( 2 - ) ] از روا نقل شد . [ ( 3 - ) ] در اصل و ايا : پس خديجه او را برداشت و گفت . روا : پس خديجه گفت برخيز او را برداشت و گفت ، و بمتابعت از متن عربى ج 1 ص 255 بر طبق ط و پا نقل شد . [ ( 4 - ) ] روا : + و هيچ انديشه مكن كه اين شخص كه او را . [ ( 5 - ) ] در اصل : به وى ، و از روا نقل شد . [ ( 6 - ) ] روا : قرار گرفت و راست بيستاد . [ ( 7 - ) ] بقره ، 185 .