أنّ جبريل ، عليه السّلام ، أتى [ 1 ] رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، فقال : أقرئ خديجة السّلام من ربّها [ 2 ] ، فقال رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : يا خديجة ، هذا جبريل يقرئك السّلام من ربّك ، فقالت خديجة : اللّه السّلام ، و منه السّلام ، و على جبريل السّلام .
گفتهاند كه جبرئيل ، عليه السّلام ، بر پيغمبر آمد و گفت : يا محمّد ، خداوند مىفرمايد ترا كه : سلام ما به خديجه برسان ، سيد ، عليه السّلام ، برخاست و بر خديجه رفت و گفت : يا خديجه ، اينك جبرئيل ، عليه السّلام ، ايستاده است و ترا سلام [ از ] حق مىرساند . خديجه از شادى بر پاى خاست و گفت : سلام خداوند ماست كه اوست پاك از همه عيبها و ازوست جمله سلامتها ، و آفرين و درود بر جبرئيل باد ، كه اوست پيك رسالت حقّ و اوست رسول رسولان خداى .
باز آمديم با أحوال [ 3 ] سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، و دعوت كردن وى خلق را به راه اسلام .
پس بعد از ان چون خديجه ، رضى اللّه عنها ، به اسلام درآمد ، چند گاه [ 4 ] وحى از پيغمبر ما ، عليه السّلام ، باز ايستاد و جبرئيل به وى نيامد ، چنان كه سيّد ، عليه السّلام ، غمناك شد و ترسيد كه مگر حق تعالى بر وى خشمى گرفته است تا وحى از وى منقطع گردانيده است ، و شب و روز بتفكّر و انديشه مىبود و كافران مكّه زبان طعن گشوده بودند و مىگفتند كه : خداى محمّد ، محمّد را وداع كرد و ملال از وى گرفت و بيش ازين [ 5 ] كس پيش وى
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : جاء الى .
[ ( 2 - ) ] در اصل : ربنا .
[ ( 3 - ) ] روا : بحكايت . ايا : با سر احوال . پا : بسر احوال .
[ ( 4 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : روز .
[ ( 5 - ) ] ايا و ط و پا : پس ازين .