تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
بخواست و بر پاى من نهاد و مرا در خانه باز داشت و نگذاشت كه بيرون روم . من پنهان پدر ، كسى بنصارى فرستادم تا چون كاروانى به شام مىرود مرا خبر كنند . اتّفاق افتاد و در آن نزديكى كاروانى به شام مىرفت ، نصارى پيغام فرستادند به من كه كاروان شام مىرود ، من آهسته آن قيد از پاى خود برگرفتم و پنهان پدر [ 1 ] بيرون آمدم و با كاروان همراه شدم و قصد جانب شام كردم و ، چون بجانب شام رسيده بودم ، پرسيدم كه دين ترسائى كى بهتر داند ؟ مرا نشان براهبى دادند كه كليسيائى بدست داشت . پيش وى رفتم و قصّهء خود بگفتم و چند مدّت پيش وى مىبودم و خدمت كليسيا مىكردم و از شريعت عيسى ، عليه السّلام ، چيزى تعلّم مىكردم ، لكن مرا با آن راهب ناخوش بود از بهر آنكه مردى مرائى بود ، به ظاهر پارسائى نمودى و مردم را در خيرات و صدقات برغبت درآوردى [ 2 ] و ايشان را موعظت گفتى ، پس چون صدقات بياوردندى ، برگرفتى و پنهان كردى و بخرج كليسيا و مستحقّان نكردى و تا آن مدّت كه من پيش وى بودم هفت خنب [ 3 ] از زر و سيم بنهاده بود . بعد از ان او را وفات رسيد ، نصارى درآمدند تا او را ، چنان كه قاعده بود به إعزاز و إكرام ، دفن كنند [ 4 ] ، آنگاه من ايشان را گفتم : اين مرد چنين و چنين بود و اين ساعت هفت خنب زر و سيم بگذاشته است ، * برفتند و آن خنبها برگرفتند و بدرويشان [ 5 ] كليسيا قسمت كردند . بعد از ان ايشان را إنكارى عظيم در حقّ آن راهب درآمد و برفتند و لاشهء وى بردار كردند ، و بعد از ان وى را سنگسار كردند و راهبى ديگر بياوردند و باز جاى وى نشاندند و اين راهب عظيم مردى
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا : از پدر . [ ( 2 - ) ] روا و ايا و ط : ترغيب كردى . پا : راه نمودى . [ ( 3 - ) ] ايا : خروار . ط : هفت خنب يعنى هفت خروار . پا : خمره . در متن عربى ج 1 ص 230 : سبع قلال . [ ( 4 - ) ] در اصل : كردند . [ ( 5 - ) ] روا : + و مستحقان .