چون عبد المطّلب از دنيا برفت سقايهء زمزم باز عبّاس ، رضى اللّه عنه ، افتاد و در دست وى بود تا اسلام ظاهر شد و پيغمبر ، صلوات اللّه عليه ، همچنان در دست وى مقرّر داشت و تا [ 1 ] إلى يومنا هذا در دست آل عبّاس ، رضى اللّه عنهم ، بماند .
باز آمديم بحكايت سيّد ، صلوات اللّه عليه . پس چون عبد المطّلب را وفات خواست * رسيدن ، از ميان پسران ابو طالب را بخواند و سيّد ، صلوات اللّه عليه ، به وى سپرد و وصيّت به نيك داشتن سيّد ، صلوات اللّه عليه ، كرد . و سبب آن بود كه از ميان جمله فرزندان ، عبد المطّلب سيّد را ، صلوات اللّه عليه ، به وى سپرد كه ابو طالب با پدر سيّد ، صلوات اللّه عليه ، هم مادر و هم پدر بود و باقى برادران با عبد اللّه هم پدر بودند ، و عبد المطّلب مىدانست كه ابو طالب را شفقت بر سيّد ، صلوات اللّه عليه ، بيشتر باشد و غم كار وى بهتر خورد . و اللّه هو الرّءوف بالعباد .
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا و همچنين است در : روا ، ايا و ط .