تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
الزّمان در آن مقام گذر خواهد كرد و در زير فلان درخت در فلان موضع نزول خواهد كرد . و بحيراى راهب هر بار كه قافلهء قريش بر وى [ 1 ] گذر كردى بر بام صومعهء خود نشستى و نظاره مىكردى تا علامتى بيند ، يا كرامتى بشناسد كه بدان بداند كه پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه ، در ميان كاروان است و از بام صومعه فرود آيد و استقبال وى كند و به خدمت وى باز رسد . چون هيچ علامتى نمىديد و هيچ كرامتى از آنچه وى را معلوم بود ظاهر نمىشد * ، بحيرا حركتى نكردى و از صومعه بيرون نيامدى و با اهل قافله هيچ سخن نگفتى ، تا اين نوبت كه پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه ، در ميان قافله بود بحيرا از بام صومعه نگاه كرد ، چون قافله مىآمدند همه درختان صحرا و سنگها را ديد كه به آواز آمده بودند و مىگفتند : السّلام عليك يا رسول اللّه . ديگر نگاه كرد و ابر پاره‌اى سفيد ديد كه از ميان قافله بر سيّد [ 2 ] ، صلوات اللّه و سلامه عليه ، سايه بسته بود و همچنانكه قافله مىآمدند آن ابر نيز با سيّد ، عليه السّلام ، [ مىآمد . چون قافله فرود آمدند سيّد ] فرود آمد و درختى كوچك بود و به زير آن درخت [ رفت و بنشست ، حالى [ 3 ] كه سيّد ، صلوات اللّه عليه ، زير آن درخت ] [ 4 ] نشسته بود ، آن درخت شاخها برگشود و برگهاى سبز برآورد و سايهء نيكو برافگند . بحيرا چون اين حالها بديد دانست كه سيّد ، صلوات اللّه عليه ، در ميان ايشان است ، پس از صومعه فرود آمد [ 5 ] و بفرمود و طعامهاى بسيار بساختند و كس فرستاد بميان قافله و گفت : راهب طعامى بساخته است بايد كه اهل قافله بجملگى بيايند و كس پيش [ رحل و ] رخت مگذاريد ، چون مرد بحيرا چنين
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا و ط : آنجا . [ ( 2 - ) ] ساير نسخ : بر سرسيد . [ ( 3 - ) ] ايا : در حالى كه . [ ( 4 - ) ] عبارات بين [ ] بمتابعت از ساير نسخ از روا نقل شد . [ ( 5 - ) ] روا : بدر آمد .