و مادر ايشان از قوم جرهم بوده است .
و مدار نسب پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، بعد از مضر بر [ 1 ] إلياس است .
[ فصل پنجم ] در إلياس بن مضر .
و قصّهء عمرو بن لحىّ كه نخست بت پرستيدن وى در عرب آغاز كرد در اين فصل بيايد . و همچنين حكايت طواغيت ايشان كه آن را همچون كعبه پرستيدندى بيايد .
محمّد [ بن ] إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
از إلياس سه پسر در وجود آمد : مدركه ، و طابخه ، و قمعه .
و مدار نسب [ 2 ] بر مدركه است بعد از إلياس . و مادر ايشان از يمن بود ، او را خندف بنت عمران بن الحف بن قضاعه [ 3 ] گفتندى . و نام مدركه نخست عامر بود و نام طابخه عمرو .
پس چنين گويند كه : روزى ايشان بصحرا رفته بودند و اشتر را مىچرانيدند ، شكارى در آمد و آن را بگرفتند و خواستند كه آن را بپزند و به كار برند ، در اين حال شتران برميدند ، عامر به عمرو گفت : تو مىروى كه اشتران را باز آرى تا من شكارى را طبخ كنم ؟ و اگر نه من بروم * و تو شكارى را طبخ كن .
گفت : تو برو كه من شكارى را طبخ كنم . عامر برفت و آن شكارى پيش عمرو بگذاشت و شتران باز آورد ، و عمرو شكارى طبخ كرد . در شب چون بيامدند و حكايت آن حال با پدر باز كردند ، پدر عامر را گفت : تو مدركهاى و عمرو را گفت : تو طابخهاى ، و آنگاه اين نامها بديشان مشهور شد .
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : بن .
[ ( 2 - ) ] ساير نسخ : پيغامبر ما .
[ ( 3 - ) ] در اصل : قضاع .