عبرت گيرند . آنگاه فرمود و اسبى [ 1 ] بياوردند و گيسوهاى آن دختر بدنبالهء آن اسب بستند و او را تازيانه بزدند تا صحرا گرفت و مىدويد و آن دختر با خود مىكشيد تا او را پاره پاره كرد [ 2 ] . و حكايت آن دختر مثلى شد در عرب و در ان شعرها بسيار گفتهاند و در سيرت مذكور است [ 3 ] .
باز آمديم بحكايت نسب پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، و اندر اين فصل ياد كرده آمد كه معدّ بن عدنان را چهار پسر بود : قضاعه ، و قنص ، و إياد ، و نزار . و مدار نسب پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، بعد از معدّ بر [ 4 ] نزار است [ 5 ] .
[ فصل چهارم ] در نزار بن معدّ .
محمّد [ بن ] إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
از نزار بن معدّ سه پسر بود : مضر بن نزار ، و ربيعة بن نزار ، و أنمار بن نزار . و ربيعه و أنمار هر دو از يك مادر بودند و مضر از مادرى ديگر بود . و أنمار بجانب يمن مقام داشت و قبيلهء بجيله [ 6 ] و خثعم از وى ظاهر شد .
و مدار نسب سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، بعد از نزار بر [ 7 ] مضر است ، و از مضر دو پسر بود [ 8 ] : إلياس بن مضر ، و عيلان بن مضر .
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا : اسبى توسن .
[ ( 2 - ) ] روا و پا : و هلاك گردانيد .
[ ( 3 - ) ] متن عربى ج 1 ص 75 .
[ ( 4 - ) ] در اصل : بن نزار .
[ ( 5 - ) ] روا : + و اين سخن اينجا سپرى شد و السلام على من اتبع الهدى .
[ ( 6 - ) ] در اصل : بحبعه
[ ( 7 - ) ] در اصل : بن .
[ ( 8 - ) ] ساير نسخ : بوجود آمد .