باز داشت هم وى بود ، لا جرم آن پادشاه نيك سيرت در خيرات و مبرّات بر ديگر پادشاهان اين سبق بيافت ، و قوم وى را در گرفتن اين راه حق سبحانه و تعالى اين توفيق بيافتند [ 1 ] . حق سبحانه و تعالى ايشان را به أخيار خواند همچنانكه پيغمبران را ، عليهم السّلام ، به أخيار خواند . قوله تعالى :
وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ [ 2 ] .
و ديگر داود سؤال كرد و گفت : بار خدايا ، بعد از قوم حمير ملك يمن از ان كى خواهد بود ؟ جواب آمد كه : از ان حبشهء أشرار . و حق سبحانه و تعالى در زبور حبشه را از ان أشرار خواند ، و اللّه أعلم ، كه ايشان قصد خرابى كعبه كردند تا بلا بر سر ايشان فرود آمد ، چنان كه حكايت از پيش رفت . پس داود ، عليه السّلام ، ديگر بار سؤال كرد و گفت : خدايا ، بعد از حبشهء أشرار ملك يمن كرا خواهد بود ؟ گفت : فارس أحرار ، يعنى فارسيان را خواهد بود [ 3 ] ، و از بهر آن حق سبحانه و تعالى [ 4 ] فارس را آزاد مردان خواند ، و اللّه أعلم ، كه اوّل كسى از پادشاهان كه در عهد پيغمبر ما ، عليه الصّلاة و السّلام * ايمان آورد به وى و تصديق وى كرد ، پيش از ان كه دعوت پيغمبر ما ، عليه الصّلاة و السّلام ، به وى رسيد ، باذان بود كه پادشاه يمن بود . و اوّل پادشاهى كه رسول از سر طاعت دارى به حضرت پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، فرستاد هم وى بود . و همچنين نخست لشكر كه به پيغمبر ما ، عليه السّلام ، ايمان آوردند لشكر وى بود ، تا لا جرم ايشان چنين آزاد مردى نمودند در قبول اسلام و چنين نيكو به كار آمدند در تصديق پيغمبر ما ، عليه السّلام .
[ پيغامبر ] بعد از ان كه حق سبحانه و تعالى ايشان را أحرار خواند ديگر ايشان را كرامت فرمود ، گفت :
أنتم منّا و إلينا أهل البيت .
گفت : اى باذان و
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : در گرفتن راه حق اين توفيق بيافتند .
[ ( 2 - ) ] سورهء ص ، 47 .
[ ( 3 - ) ] روا : + و فارس اين جايگه بمعنى فرس است .
[ ( 4 - ) ] روا : + در زبور .