ذى يزن ملك يمن از ان سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، بود و خلفاى [ 1 ] وى باشد ، راست شد .
محمّد [ بن ] إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
در يمن سنگى پيدا شد و بدان سنگ نوشته بود چند سطر به زبان سريانى .
و چون آن سطرها برخواندند [ از زبور بود ] . آن اين بود كه در عهد داود ، عليه السّلام ، نوشته بودند و از سطرها يكى اين بود :
لمن ملك ذمار ؟ لحمير الأخيار ، لمن ملك ذمار ؟
للحبشة الأشرار ، لمن ملك ذمار ؟ لفارس الأحرار ، لمن ملك ذمار ؟ لقريش التّجّار .
و ذمار اين جايگاه يمن برش خواسته است . و معنى اين كلمات آنست كه داود ، عليه السّلام ، از حق سبحانه و تعالى در * مناجات سؤال كرده است كه ملك يمن از ابتدا كرا خواهد بود ؟ و حق سبحانه او را گفته است كه :
ملك يمن از ابتدا از ان حمير أخيار خواهد بودن . و حق سبحانه و تعالى قوم حمير را از ان أخيار خواند كه ايشان به يك برهان كه بديدند بناديده بر پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، ايمان آوردند ، و العلم عند اللّه . و ترك بت پرستيدن بكردند ، چنان كه از پيش حكايت ايشان رفت .
و همچنان پادشاه ايشان تبّع بن كلى كرب ، از جمله پادشاهان روى زمين ، سابق آمد در تمهيد قواعد خيرات و سپردن طريق مبرّات ، زيرا كه اوّل كسى از پادشاهان كه نصيحت علما قبول كردند وى بود ، تا بنصيحت ايشان از سر خشم برخاست ، و اهل مدينه از آن جريمه [ 2 ] كه كرده بودند عفو كرد ، و حكايت آن از پيش رفت . و همچنين اوّل كسى از پادشاهان كه جامه در خانهء كعبه پوشيد وى بود . و نخست كسى از پادشاهان كه قوم خود از بتپرستى
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا : و بعد از او بر خلفاى .
[ ( 2 - ) ] روا : جرم .