تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
و هرز و لشكر فارس آنجا مقام ساختند و ملك يمن خود را مقرّر كردند ، و فرزندان و قبايل از يشان حاصل شد ، و قبيلهء ايشان هنوز در يمن مانده است . و چنين گويند كه طاوس يمانى 12 از فرزندان ايشان بود . و كسرى ملك يمن بر و هرز بگذاشت و بعد از وى بر فرزندان وى . محمّد بن إسحاق گويد كه : لشكر حبش در ملك يمن هفتاد و دو سال ببودند و مملكت براندند ، چهار سال از ان أرياط بود و باقى از ان أبرهه و پسران وى . و بعد از هفتاد و دو سال از جهت كسرى و هرز پادشاه بود ، و بعد از وى پسر وى مرزبان ، و بعد از وى پسر وى تينجان بن مرزبان . و بعد از ان كسرى او را معزول كرد 13 و اميرى ديگر فارسى بفرستاد ، نام وى باذان ، و باذان پادشاه يمن بود تا پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه ، ظاهر شد . بعد از ان پيغمبر ، صلوات اللّه عليه ، چون آغاز دعوت كرد ، وى به پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه ، ايمان آورد . و حكايت اسلام وى چنان بود كه پيغمبر ما ، صلوات اللّه عليه ، چون دعوت آغاز كرد و پيغمبرى آشكارا كرد و بعضى مردم به وى بگرويدند [ 1 ] ، احوال پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، به كسرى رسيد كه مردى از مكّه ظاهر شده است * و دعوى پيغمبرى مىكند [ 2 ] و طاعت كس نمىبرد و مردم را بدين خود دعوت مىكند ، و خلق به وى گرويده‌اند و ايمان آورده‌اند . كسرى خشم گرفت و نامه‌اى به باذان نوشت بجانب يمن كه : بسمع ما چنين رسيد كه مردى در حدّ مكّه پيدا شده است و طاعت ما نمىبرد و مردم را بدين خود مىخواند و مىگويد كه : من پيغمبر خداىام ، اكنون لشكر بر گير و بجنگ وى شو [ 3 ] و اگر بطاعت ما در مىآيد و توبه مىكند از اين كار ، وى را بگذار ، و
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : + و ايمان آوردند . [ ( 2 - ) ] روا و پا : در مكه پيدا شده است و دعوى مىكند كه وى پيغامبر خداى است . [ ( 3 - ) ] روا : برگير و خصم وى رو .