تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
كرده‌اى كه هلاك شوند در زندان ، پس اگر پادشاه بفرمايد و ايشان را بدر آورند و بفرستند تا آن جايگاه جنگ كنند ، از دو كار پادشاه را يكى مهيّا شود [ 1 ] ، و هر كدام كه برآيد از مراد پادشاه دور نبود [ 2 ] ، از بهر آنكه چون ايشان [ 3 ] به يمن شوند ، از دو بيرون نباشد ، يا لشكر حبش [ 4 ] از ايشان بهزيمت شوند و ملك يمن ترا مسلّم كنند و مراد پادشاه در ان باشد ، و اگر حال بر خلاف اين افتد و لشكر حبش ايشان را بهزيمت كنند و بقتل آورند ، هم [ 5 ] مراد پادشاه باشد ، زيرا كه تو ايشان را از بهر سياست و قتل محبوس كرده‌اى و چون كسى ديگر ايشان را بقتل آورد همان باشد . كسرى اين سخن را سخت عجب و خوش آمد ، پس بفرمود و مردم [ 6 ] كه در زندان بودند بيرون آوردند و مردان [ 7 ] چابك از ميان ايشان بدر آوردند و خيار ايشان بشمردند و هشتصد مرد بودند . و مردى در ميان ايشان بود از خاندانى بزرگ ، و او را و هرز فارسى گفتندى ، و مردى مردانه بود و كسرى وى را بر [ 8 ] ايشان امير كرد و بفرمود و هشت كشتى بساختند ، چنان كه هر يكى كشتى صد [ 9 ] مرد درش رفتند [ 10 ] و هر ترتيب كه بايست كردن بكردند و ايشان را با سيف ذى يزن در كشتى نشاندند و به عدن گسيل كردند . و چون بساحل عدن رسيدند ، دو كشتى از ان غرق شده بود و شش [ 11 ] بسلامت آمده
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : شود بى تعبى . [ ( 2 - ) ] روا : نيفتد . [ ( 3 - ) ] در اصل : چون ايشان چون . [ ( 4 - ) ] در اصل : يمن و از روا نقل شد . [ ( 5 - ) ] ايا : آورند همان باشد . [ ( 6 - ) ] ايا : تا مردم . [ ( 7 - ) ] روا : مردم . [ ( 8 - ) ] روا و پا : بر سر . [ ( 9 - ) ] روا : به صد . [ ( 10 - ) ] روا : دادند . ايا : گنجيد . [ ( 11 - ) ] ايا : شش ديگر .