بودند . پس لشكر كسرى بر ساحل بنشستند و سيف ذى يزن برفت و از قبايل عرب ديگر لشكر جمع كرد و بياورد .
پس مسروق پسر أبرهه كه پادشاه يمن بود ، چون بشنيد كه لشكر فارس بر كنارهء دريا فرود آمده بود ، لشكر بر گرفت و پيش ايشان باز آمد [ 1 ] ، چون به ايشان رسيد مصاف دادند ، 11 و هرز تيرى بر پيشانى مسروق زد و مسروق را بقتل آورد ، و چون وى را بقتل آورده بود ، لشكر حبش روى بهزيمت نهادند [ 2 ] .
پس سيف ذى يزن [ 3 ] و هرز در قفاى ايشان ايستادند [ 4 ] و بسيار از يشان * بقتل آوردند و اسير بسيار بگرفتند ، و باقى بگريختند و باز حبش رفتند . آنگاه و هرز و سيف ذى يزن روى به صنعا نهادند كه دار الملك يمن بود ، چون بدر صنعا رسيدند ، علم از دروازه به اندرون مىبردند و دروازه كوتاه بود و علم سرنگون خواستند كرد تا در اندرون برند ، و هرز [ 5 ] گفت : علم ما سرنگون نشايد كرد و بفرمود و دروازه بكندند [ 6 ] و علم راست در صنعا بردند ، و ملك يمن بدست فرو گرفتند و ملك يمن بدست و هرز و لشكر پارس مقرّر شد و صدق سخن سطيح و شقّ كه در تعبير خواب ربيعة بن نصر گفته بودند كه : ملك حبش از يمن بدست سيف ذى يزن منقطع شود ، پيدا شد .
سيف ذى يزن و ديگر شعرا در اين فتح شعرها گفتهاند و جمله در سيرت مذكورست [ 7 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ] روا و پا : فارس بساحل عدن فرود آمده است بالشكر خود برخاست و پذيرهء ايشان باز آمد .
[ ( 2 - ) ] روا : آوردند .
[ ( 3 - ) ] روا : با لشكر و هرز روى در قفاى ايشان نهادند .
[ ( 4 - ) ] ايا : مىرفتند .
[ ( 5 - ) ] در اصل و ايا و ط بخلاف متن عربى ج 1 ص 66 و روا : سيف ذى يزن .
[ ( 6 - ) ] ايا : از جاى برگرفتند .
[ ( 7 - ) ] متن عربى ج 1 ص 67 تا 70 .