صيت و آوازهء شما از بركات كعبه است ، پس مىبايد كه خداوند كعبه را پرستيد ، اى جمع قريش ، نه اصناف بتان .
باز آمديم بحكايت أصحاب الفيل . عايشه ، رضى اللّه عنها ، گفت كه :
[ آن كس كه ] سائس و قائد [ پيل و ] لشكر حبش [ 1 ] بود ، ديدم به مكّه كه پيرو كور گشته بود و دست فراز داشته بود و از در خانها پارههاى نان مىستد و مىخورد .
پس چون حق سبحانه و تعالى آن بلا بر سر ايشان فرو فرستاد ، يعنى أبرهه و لشكر وى ، و ايشان را مقهور و مخذول كرد ، رونق قريش و حرمت حرم زيادتتر از آنچه بود باز پيدا شد ، و عرب بجملگى تعظيم و احترام تمام از ان قوم قريش بنمودند و گفتند كه : قريش اهل اللّهاند ، يعنى خاصگيان خداىاند و كس برابرى با ايشان نتواند كردن ، و هر آن كسى كه با ايشان خيانتى كند يا با ايشان عداوت كند بر سر وى همان آيد كه بر سر أبرهه و لشكر حبش فرود آمد . و اشعارها بسيار اندر اين واقعهء أصحاب الفيل و هلاك شدن ايشان گفتهاند و جمله در سيرت مذكورست . [ 2 ] و سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام ، در آن سال به وجود آمد ، و هلاك شدن ايشان * معجزهاى بود از معجزههاى او ، يعنى سيّد ، عليه الصّلاة و السّلام و التّحيّه .
هامش
[ ( 1 - ) ] بر طبق متن عربى ج 1 ص 59 يك نفر سائس فيل و يك نفر ديگر قائد آن بوده و از قائد لشكر اسمى برده نشده است و آن هر دو نفر كور و زمين گير و مستمند شده بودند . در جميع نسخ فارسى لشكر ذكر شده و در نسخهء اصل و ايا و ط لفظ پيل محذوف است و در همه جا افعال نيز بصيغهء مفرد آمده . شايد اين اشتباه و عدم مطابقهء نسخ فارسى با متن عربى در استنساخ رخ داده باشد و يا آنكه در نسخهء مترجم خبر منقول از عايشه اشتباها بصيغهء مفرد آمده بوده است . و همچنين از اختلاف نسخ فارسى مىتوان استنباط كرد كه اين اشتباه از طرف نويسندگان وارد شده است و بعدا كه خواستهاند اشتباه خود را اصلاح كنند لفظ لشكر را بجمله افزودهاند .
[ ( 2 - ) ] متن عربى ج 1 ص 59 تا 63 .