محمّد بن اسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
أرياط [ چند سال ] [ 1 ] ملك يمن راند و بعد از ان ابرهه بخلاف وى برخاست ، و لشكر حبشه دو گروه شدند و بعضى [ با وى ] [ 2 ] متّفق شدند و بعضى ديگر با أرياط بودند . و بعد از ان آغاز جنگ كردند ، و چون از هر دو جانب لشكر ترتيب كرده بودند و بجنگ يك ديگر بيرون آمدند [ 3 ] ، أبرهه پيغام فرستاد و گفت : اين جنگ دو گروهى بسبب من و تو در لشكر حبشه افتاده است ، كه اگر ما لشكر بگذاريم و بهم برآيند از هر دو جانب بقتل آيند و لشكر حبشه در ميانه مستأصل شود ، اكنون تو تنها بجنگ من آى تا من تنها بجنگ تو آيم ، پس [ از ما ] هر كدام كه هلاك شود آن ديگر پادشاه باشد . أرياط گفت : اين غايت انصافست كه أبرهه داد ، مگر كه او از جان خود سير است [ 4 ] كه با من برابرى [ 5 ] مىجويد و تنها بجنگ من مىآيد . و أرياط مردى با قدّ و قامت بود و شكلى خوش داشت ، و أبرهه مردى كوتاه با ضخم بود و شكلى ناخوش داشت ، لكن أبرهه مردى گربز و طرّار بود ، و چون اين پيغام به أرياط فرستاد ، غلامى داشت كه او را عتوده [ 6 ] گفتندى ، با وى مواضعه كرد كه چون أرياط به من * حمله آورد تو از پيش وى در آى و او را بقتل آور . پس قرار افتاد ميان أرياط و أبرهه كه جنگ كنند و لشكر از هر دو جانب بنظاره شوند ، و أرياط زره در پوشيد و نيزه بر دست گرفت و بر نشست و از ميان لشكر بيرون رفت ، و أبرهه نيز همچنين كرد . چون نزديك
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ فارسى : دو سال . در متن عربى ج 1 ص 43 : فاقام أرياط بارض اليمن سنين . شايد در نسخهاى كه مترجم در دست داشته سنتين بوده است و بر طبق متن عربى بجاى دو چند گذارده شد .
[ ( 2 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 3 - ) ] در اصل : آمدهاند و از ايا نقل شد .
[ ( 4 - ) ] روا : سير آمده است .
[ ( 5 - ) ] روا و ط : مقابلى .
[ ( 6 - ) ] در اصل : اعتود .