تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
از ان توأم ، و شنيدم كه ملك بر من خشم گرفته است و سوگندى ياد كرده است ، و من ، راستى سوگند ملك را ، موى سر و موى ريش [ 1 ] خود برگرفتم و [ از ] خاك يمن پاره‌اى در انبانه‌اى كردم و هر دو به خدمت تو فرستادم ، تا تو آن خاك را فرو ريزى و پاى بران نهى و استره برگيرى و آن موى را به استره فرو كنى تا سوگند ملك راست باشد ، و او را رنجه نبايد شدن و به يمن آمدن از بهر بنده‌اى [ 2 ] . » چون رسول أبرهه به پيش نجاشى آمد و اين تحفها ببرد و جمله سخنها بگزارد و موى و أنبانه بياورد و خاك فرو ريخت ، نجاشى را خوش آمد و آن حركت كه وى كرده بود بعقل و كفايت أبرهه گواهى داد و نجاشى [ را ] خوش آمد و از وى خشنود گشت و رسول أبرهه را تيمار داشت كرد و او را بدل خوشى گسيل كرد ، و ملك يمن به أبرهه بگذاشت . پس ملك بقاعده مىراند و تمكينى تمام خود را بدست آورد ، پس او را هوس برخاست و بفرمود تا در صنعاى يمن كليسيائى بنا كردند و آن را قلّيس [ 3 ] نام نهادند و عمارتى تمام در ان بكرد ، چنان كه در روى زمين هيچ پادشاه را عمارتى چنان نبود و نكرده بود . پس چون آن كليسيا تمام شد ، پيغام به نجاشى فرستاد و گفت : اى پادشاه ، من در صنعاى يمن كليسيائى بنا كردم و عمارتى در آنجاى پديد آورده‌ام كه در روى زمين هيچ پادشاهى را عمارتى چنان نيست ، و ديگر عزم چنان دارم كه به إقبال پادشاه حجّ جملهء عرب از مكّه باز صنعاى يمن آورم و كس را به كعبه نگذارم [ كه بروند ] . بعد از ان خادمان را بفرمود ، تا بسيارى از ايشان به خدمت كليسيا باز ايستادند و جامهاى نيكو در آن خانه پوشانيدند ، و سدنه و حجّاب معيّن كرد و بفرمود تا همچنان كه [ 4 ] كعبه [ آن را ]
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : موئى چند از سر و محاسن . ايا : موى سر و موى محاسن . [ ( 2 - ) ] روا : از براى بندهء خود . دو بنده را جنگ بود بنده‌اى بنده‌اى بقتل آورد و ملك قرار گرفت . [ ( 3 - ) ] در ايا و اصل همه جا : قبيس ، مطابق متن عربى ثبت شد . [ ( 4 - ) ] ايا : همچون كعبه .