دعا فارغ شده بود ، درخت ديدند كه از پاى در افتاد و بيخ وى از زمين برآمد . پس خواجهء فيميون و اهل نجران ، چون چنان ديدند ، بجملگى ايمان آوردند و مسلمان شدند و دين فيميون گرفتند و متابع و ممتثل امر وى شدند .
اين روايت اوّل است در ظاهر شدن دين [ 1 ] نجران بترسائى . و بروايتى ديگر چنين گويند كه :
سبب ظاهر شدن دين عيسى ، عليه السّلام ، در نجران آن بود كه :
بنزديك نجران ديهى بود و در آن ديه ساحرى مقام داشت و اهل نجران كودكان [ 2 ] را پيش وى مىفرستادند تا سحر از وى مىآموختند [ 3 ] . و معروفى اندر آن شهر بود كه وى را ثامر [ 4 ] گفتندى ، و پسرى داشت كه وى را عبد اللّه گفتندى و هر روز پسر خود با كودكان نجران به پيش آن ساحر فرستادى به آن ديه ، تا وى نيز سحر [ 5 ] آموختى . اتّفاق را اين فيميون عابد كه حكايت وى رفت ، به نجران رسيد و برفت و ميان [ 6 ] نجران و ميان آن ديه كه ساحر درش بود ، خيمهاى بزد و در آن خيمه نشست و شب و روز بعبادت بارى تعالى مشغول شد . و هر روز كودكان نجران ، چون به پيش ساحر رفتندى ، بر وى گذر كردندى . پس عبد اللّه بن ثامر از جملهء آن كودكان زيركتر بود و هر روز كه بگذشتى بر وى نظر كردى و فيميون را ديدى روى در قبله آورده [ 7 ] و در نماز ايستاده ، وى را آن * حالت از وى خوش آمدى ، چون چند روز نظر كرد و آن حالت بديد ، فيميون را دوست بداشت [ 8 ] ، آنگاه از كودكان تخلّف كردى و
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا ، روا و ط : دين ترسائى در نجران .
[ ( 2 - ) ] ايا : كودكان خرد .
[ ( 3 - ) ] روا و ط و پا : بياموزند .
[ ( 4 - ) ] در جميع نسخ فارسى بخلاف متن عربى ج 1 ص 35 : تا مر .
[ ( 5 - ) ] روا : ساحرى .
[ ( 6 - ) ] ايا : در ميان .
[ ( 7 - ) ] ايا : كرده .
[ ( 8 - ) ] روا : گرفت .