تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
در اين ساعت وفات خواهد رسيد ، حق سبحانه و تعالى مرا در اين صحرا حواله از بهر وى كرد تا وى را دفن كنيم و ضايع نماند . پس چون پيش درخت آمدند ، آن شخص را ديدند سر بسجود نهاده و جان به حق تسليم كرده . - حق سبحانه و تعالى ما را از جملهء ايشان گرداناد . - پس فيميون و صالح در ايستادند و آن دوست خداى را دفن كردند و بر وى نماز كردند و چون از كار وى فارغ شده بودند ، فيميون با صالح هر دو با هم همچنان روى در بيابان نهادند و مىرفتند ، تا به زمين عرب رسيدند ، خفاجه در آمد و ايشان را هر دو بربود و ببرد . و بعد از مدّتى ايشان را برگرفتند و به شهر نجران بردند و ببندگى بفروختند . * و اهل نجران در آن وقت بت‌پرست بودند ، و از جمله ايشان را درختى خرما بود سخت بلند و با قوّت ، و اهل نجران پيشتر آن درخت را مىپرستيدند ، و هر هفته [ 1 ] قاعده آن بود كه مرد و زن بيرون شدندى و جامهء سنگين بها [ 2 ] ببردندى و آن درخت [ 3 ] را بدان جامها بياراستندى و ديگر پيرايها از زر و سيم بر وى كردندى و يك شبانروز پيش وى مقام كردندى و آن را مىپرستيدندى و بعد از ان به شهر باز آمد [ ندا ] ى . و مردى معروف محتشم بود در آن شهر ، و اتّفاق را فيميون عابد از خفاجه خريده بود ، و فيميون پيش وى مىبود و شغل وى مىكرد ، چون روز بودى كار وى مىكرد و بشب كه فارغ شدى در خانهء تاريك شدى از سراى و خلوت ساختى و تا روز عبادت [ 4 ] كردى ، چنان كه هيچكس [ را ] بر وى اطّلاع نبودى . شبى آن مرد كه وى را خريده بود بدان خانه نگاه كرد كه فيميون در ان نماز مىكرد ، و آن خانه را ديد كه بى چراغى و آتشى منوّر شده بود ، و
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا در جميع نسخ و در متن عربى ج 1 ص 34 ، چنين است : يعبدون نخلة طويلة بين اظهرهم ، لها عيد فى كل سنة ، اذا كان ذلك العيد علقوا عليها . . . [ ( 2 - ) ] روا : گرانمايه . ايا : نفيس . ط : گران . [ ( 3 - ) ] روا : و در آن درخت پوشانيدندى . [ ( 4 - ) ] روا و ط : نماز . در اصل : عبادت كردى و بشب .