تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
معنى بيت آنست كه : هر آن كسى كه بى خوابى بخواب خوش خرد ، يعنى كارى كند كه بعد از ان خوش نتواند خفتن ، وى از جملهء عاقلان و نيك بختان نباشد ، بلكه عاقل و نيك بخت آن باشد كه كارى [ 1 ] كند كه چشم [ 2 ] وى از ان روشن باشد و دل وى از ان شاد شود . و مصراع دوم گفت [ 3 ] : قوم حمير در اين كار بجاى عمرو [ 4 ] غدر و خيانت كردند تا ترا بدان داشتند كه برادر خود را بكشى ، و از جملهء ايشان من كه ذورعين‌ام معذورم ، زيرا كه من بدان راضى نيستم و آنچه شرط نصيحت و شفقت بود بجاى آوردم و با تو بگفتم ، تا ترا اگر بعد ازين كارى افتد و پشيمانى خورى ، بدانى كه من راست مىگفتم و از سر شفقت و نصيحت مىگفتم . پس چون عمرو آن حالت [ 5 ] بيفتاد و قوم را سياست كرد ، چون نوبت بذورعين رسيد ، او را گفت : اى پادشاه ، مرا يك زمان مهلت ده كه مرا با تو حجّتى دارم . عمرو گفت : بگو تا آن حجّت چيست ؟ ذو رعين گفت : آن كاغذ پاره‌اى است كه در بحرين به تو داده‌ام . پادشاه در پر [ 6 ] قباى خود نگريست و آن كاغذ [ 7 ] باز يافت و كاغذ باز كرد و بخواند ، آنگه بدانست كه ذو رعين راست گفته بود و آن نصيحت او را از سر شفقت كرده بود ، پس دست از وى باز داشت و او را مراعات بسيار كرد و تا زنده بود ، هر كارى كه كردى بمشورت وى كردى . و چون وى از دنيا برفت ، ملك يمن در اضطراب افتاد و قوم حمير بهم بر آمدند و وجه التيام [ 8 ] و انتظام از ايشان بيرون رفت .
هامش
[ ( 1 - ) ] ايا : كارى نيكو . [ ( 2 - ) ] روا و ط : هميشه چشم . [ ( 3 - ) ] روا : و در مصراع ديگر گفت : اى عمرو . [ ( 4 ) ] بجاى تو . [ ( 5 ) ] عمرو را - ايا : حالت مشاهده كرد . [ ( 6 - ) ] ايا : در زير . [ ( 7 - ) ] ايا : كاغذ پاره . [ ( 8 - ) ] روا و ط : التيام احوال .