تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
دانشمندان برفتند و از ميان [ 1 ] خانه بمثال سگى سياه بيرون آوردند و در ميان قوم او را [ 2 ] بكشتند و آن خانه را خراب كردند و قوم را به يك بار [ 3 ] از فتنه و گمراهى بيرون آوردند و بر جادّهء دين حقّ ايشان را [ 4 ] بداشتند . و چنين گويند كه : أثر آن خانه در يمن هنوز مانده است . و بعد از تبّع ملك يمن باز پسر تبّع افتاد ، حسّان بن تبّع .

حكايت [ حسّان بن تبان أسعد كه پسر تبّع بود و قصّهء أصحاب الأخدود كه حق تعالى در قرآن ياد كرده است هم در اين حكايت بيايد ]

محمّد [ بن ] إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه : [ چون ] تبّع از دنيا مفارقت كرد ، رحمه اللّه ، و ملك باز پسر وى افتاد و وى نيز خواست كه همچون پدر جهانگيرى كند و اطرافها كه پدر [ 5 ] وى گشوده بود بگشايد . پس [ 6 ] او لشكر به بحرين فرستاد و مدّتى حصار بحرين بداد تا لشكرش ملال بگرفت و خواستند كه به يمن باز شوند و نمىيارستند كه با پادشاه بگويند . آنگاه اميران و لشكر كه بودند همه با هم بنشستند و مشورت كردند و غدرى برانديشيدند . و حسّان كه پادشاه ايشان بود ، برادرى داشت و نام آن برادر عمرو بن تبان [ 7 ] اسعد بود ، پيش وى رفتند و وى [ 8 ] از راه ببردند و
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : ديوار خانه . [ ( 2 - ) ] روا و ط : در افگندند و بكشتند . [ ( 3 - ) ] ساير نسخ جز پا : به يكبارگى . [ ( 4 - ) ] ساير نسخ جزايا : راست بداشتند . [ ( 5 - ) ] ساير نسخ بجز ايا : پدرش نگشوده بود . و در متن عربى ج 1 ص 28 : يريد أن يطأ بهم ارض العرب و ارض الاعاجم . [ ( 6 - ) ] روا و ط و پا : لشكر بر گرفت و از يمن بيرون رفت و قصد بحرين كرد . چون به بحرين آمد و چند مدت . [ ( 7 - ) ] در اصل : تبان بن اسعد . [ ( 8 - ) ] روا : و رايها زدند و او را از .