بتپرستى بكردند و دين يهود گرفتند و ايمان بخداى و به پيغمبر ما ، عليه الصّلاة و السّلام ، بياوردند . و اصل يهود از آن روز و از پيدا شد .
و اهل يمن در يمن از قوم حمير بودند و تبّع خود از فرزندان وى بود .
پس چنين گويند كه : چون قوم حمير ايمان بياوردند و بدين حق درآمدند ، ايشان [ را ] خانهاى بود پيش از ان ، و آن را رئام نام كرده بودند و همچون خانهء كعبه آن را حرمت مىداشتند و آن خانه را مىپرستيدند و تعظيم آن مىنمودند ، و هر گه كه كسى از ايشان در آن خانه [ 1 ] شدى ، از ديوار خانه يكى با وى سخن گفتى و ايشان سؤالى كه داشتندى از وى كردندى [ 2 ] و جواب بشنيدندى ، چنان كه آواز مىشنيدند و شخص نمىديدند ، و قوم حمير بدان سبب عظيم مفتون شده بودند و آن خانه را عظيم محترم و مكرّم مىداشتند ، و بعد از ان ، اگر چه ايمان آورده بودند ، از زيارت و تعظيم آن خانه باز نمىايستادند و بقاعده مىرفتند و آن آواز مىشنيدند و سؤال و جوابها مىگفتند و مىشنيدند . آن دانشمندان ، چون آن حال بديدند ، پيش تبّع رفتند و گفتند : قوم [ 3 ] تو را اگر چه ايمان آوردند ، لكن هنوز مفتوناند * بدين خانه و اين آواز كه از وى مىشنوند ، بدان كه آواز ديو [ 4 ] است كه ايشان را مىفريباند و با ايشان سخن مىگويد ، و مىخواهد كه ايشان ديگر بار در فتنه افگند و از دين حق برآورد ، و اگر فرمان دهى ، تا ما برويم و اين شيطان از اين [ 5 ] ديوار بيرون آوريم و در ميان قوم وى را بكشيم ، تا به يك بار فتنه از ميان قوم برخيزد و قوم در راه ايمان [ 6 ] استوار بيستند . تبّع گفت : شايد و اين كار عظيم مصلحت است . آن
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : بميان آن خانه رفتندى .
[ ( 2 - ) ] روا و ط : بپرسيدندى .
[ ( 3 - ) ] ساير نسخ جزايا : اى پادشاه قوم .
[ ( 4 - ) ] ساير نسخ جز ايا : شيطان .
[ ( 5 - ) ] روا : از ديوار خانه .
[ ( 6 - ) ] روا : دين .