عسل در قدح همى كردند و بجاى آب به ايشان همى دادند تا مىخوردند . پس در شب ، چون اين همه كرده بود ، در خواب شد و بخواب ديد كه او را مىگفتند :
بايد كه فردا جامه در خانهء كعبه پوشى [ 1 ] . تبّع ، بامداد كه از خواب برخاست ، بفرمود تا از حصير جامه ساختند و در كعبه پوشانيدند . شب ديگر بخواب ديد كه او را گفتند : جامهء بهتر از حصير در خانه بايد پوشيدن [ 2 ] ، روز ديگر بفرمود تا جامهاى از معارف ساختند ، و آن را در كعبه * پوشانيدند و آن جامهء حصير از وى برگرفتند . و معافر نوعى از جامه است كه عرب مىبافد . شب سؤم چون در خواب رفت ، ديد كه وى را گفتند : جامهء بهتر از معافر بايد كه در كعبه پوشانى . روز ديگر بفرمود تا از حرير و بردهاى يمانى جامهء نيكو بساختند و در كعبه پوشانيدند .
اكنون گويند : اوّل كسى كه جامه در خانهء كعبه پوشانيد تبّع بود و از آن روز باز سنّتى گشت و پادشاهان و خلفا هر سال از نو جامهاى در كعبه مىپوشانند . و از عهد حجّاج باز ، جامهء خانهء كعبه باز ديباج كردند و ديباج در وى پوشانند .
و تبّع چون [ آن ] [ 3 ] همه بكرده بود ، بفرمود تا خانه از بت پاك كردند و بفرمود تا زنان حايض در خانه نروند و ديوار خانهء كعبه به خون قربان ملطّخ [ 4 ] نكنند ، چنان كه قاعدهء عرب بود . و بفرمود تا درى بساختند و در كعبه آويختند و كليد آن هم بديشان داد كه واليان كعبه بودند از عهد جرهم و از ، و حكايت ولايت ايشان بر كعبه بعد ازين بيايد .
پس تبّع از مكّه كوچ كرد 5 و روى باز يمن نهاد و بولايت و تخت گاه خويش باز آمد و آن دانشمندان با خود مىداشت ، و ايشان را از خود دور
هامش
[ ( 1 - ) ] روا : پوشانى .
[ ( 2 - ) ] روا : پوشانيد .
[ ( 3 - ) ] از روا نقل شد .
[ ( 4 ) ] آلوده ( منتهى ) .