تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 41

مساهمون:

ص٤١
ترا [ 1 ] آن را خراب كنى ، و لجاج نمودن با چنين جايگاهى مبارك نبود ، و چند معجزههاى ديگر از ان پيغمبر ما ، عليه الصّلاة و السّلام ، با وى بگفتند . چون ايشان چنين بگفتند ، تبّع آن نيّت كه داشت از ان بگرديد و از سر خشم برخاست و نصيحت ايشان قبول كرد و ايمان بخداى و به پيغمبر ما ، عليه الصّلاة و السّلام ، بياورد و ترك آتش‌پرستى [ 2 ] بكرد و بفرمود تا جنگ درنورديدند [ 3 ] ، و لشكر از مدينه برخاستند [ 4 ] و روى باز [ 5 ] يمن نهادند ، و اهل مدينه را دل خوش كرد و از سر خون پسر برخاست . و چون مىرفت ، آن دانشمندان را دل خوش كرد و استمالت بسيار كرد و ايشان را با خود ببرد . چون بنزديك مكّه رسيد ، قوم هذيل پيش وى باز آمدند و او را تحفها آوردند و گفتند [ 6 ] : ما ترا جائى بنماييم كه گنجهاى زمين جمله آنجا مدفونست ، و پادشاهان ديگر ازين بىخبرند ، بايد كه بفرمائى تا آن گنجها برگيرند و بخزينهء تو آورند . تبّع گفت : كجاست آن گنجها ؟ گفتند : در اين خانه كه مكّيان آن را مىپرستند ، يعنى كعبه . و قوم هذيل بدين سخن آن خواستند تا تبّع را هلاك كنند ، زيرا [ 7 ] كه دانستند كه هر كس كه به ناراستى قصد خانهء كعبه كند ، حق سبحانه و تعالى او را هلاك كند . تبّع خواست كه لشكر فرستد و مكّه و خانهء كعبه را غارت كند ، بعد از ان انديشه كرد و گفت : تا پيشتر مشورت كنم با اين دانشمندان كه ايشان با خود آورده‌ام ، تا چه مصلحت مىبينند . بعد از ان ،
هامش
[ ( 1 - ) ] كذا - ساير نسخ : تو . [ ( 2 - ) ] در متن عربى بخلاف جميع نسخ فارسى اشاره‌اى به آتش‌پرستى تبع نشده و چنين ذكر شده است ( ج 1 ص 24 ) : و كان تبع و قومه اصحاب اوثان يعبدونها . [ ( 3 - ) ] ط و پا : درنوشتند . [ ( 4 - ) ] روا و ط : برخاست . [ ( 5 - ) ] روا و پا : در . [ ( 6 - ) ] ايا : اى پادشاه ما . [ ( 7 - ) ] ط : چرا كه مىدانستند كه هرگز كسى نيارستندى قصد خانهء كعبه كردن و هر كه بكردى حق .