تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
لشكر حبش كه سطيح و شقّ او را خبر داده بود [ ند ] ايشان را بسببى از سببها [ 1 ] * رنجى نرسد و از آن فتنه و تشويش دور باشند . آنگاه كار ايشان بساخت و ترتيب و اسباب ايشان براست كرد ، و از بهر ايشان نامه نوشت به كسرى ، شاپور بن خرزاد كه پادشاه فارس و عراق بود ، و ايشان را پيش وى گسيل كرد . و چون آن جايگاه رسيدند ، كسرى ايشان را نوازش كرد و تيمار داشت و مراعات بسيار كرد ، و بر لب فرات شهرى [ 2 ] بود آن را حيره گفتندى ، ايشان را در آن شهر فرود آورد و ولايتى ، بنان [ 3 ] بديشان داد . و چنين گويند كه نعمان بن المنذر از فرزندان ربيعة بن نصر بود كه بعد از ان پادشاهى كرد ، در كنار [ 4 ] فرات . و اللّه أعلم . چون ربيعة بن نصر از دنيا برفت ، پادشاهى [ 5 ] يمن باز ملوك تبابعه [ 6 ] افتاد .

حكايت تبّع و پوشانيدن وى جامه در خانهء كعبه

چنين گويند كه : نخست كسى كه جامه در خانهء كعبه پوشيد تبّع بود . و تبّع دو بوده‌اند : يكى اوّلى و يكى آخرى . و اين تبّع كه ما حكايت وى خواهيم كردن تبّع آخر بود ، و نام وى تبان أسعد [ 7 ] بود و كنيت وى أبى كرب بود ، و اين تبّع آتش‌پرست بود . بعد از ان ترك آتش‌پرستى بكرد و ايمان بياورد ، و حق سبحانه و تعالى در قرآن چند جايگاه او را ياد كرده است ، و
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل : . . . سببها اسم پادشاهان . رنجى . . . ، و شايد استم پادشاهان باشد . ساير نسخ : خبر داده بودند ( ايا و ط : ايشان را ) آسيبى و رنجى نرسد و از ( روا و ط : آن ) فتنه و تشويش دور باشند . پا : از لشكر حبش ايشان را رنجى نرسد . [ ( 2 - ) ] ساير نسخ بجز ايا : شهرى خوش . [ ( 3 - ) ] ايا : بمعيشت . پا : به اقطاع . [ ( 4 - ) ] ساير نسخ : كنار . [ ( 5 - ) ] در اصل : پادشاه . [ ( 6 - ) ] در اصل : تتابعه . [ ( 7 - ) ] در اصل : بن اسعد .