پيغمبر ، عليه الصّلاة و السّلام ، از وى خبر باز داده است . و نسب وى [ اين است : أبى كرب تبان أسعد بن كلى كرب بن زيد . باقى نسب ] 4 در سيرت مذكور است . و اين زيد تبّع اوّل بوده است . و تبّع او را [ 1 ] از جهت آن گفتند كه تبع و لشكر بسيار داشت : أى لكثرة أتباعه [ سمّى تبّعا ، و وى نامه به اطراف چنين نوشتى :
باسم الّذى ] ملك البرّ و البحر و الفتح و الرّيح . يعنى بنام آن كس كه برّ و بحر و شرق و غرب در تحت حكم وى است . و چنين گويند كه :
لشكر برگرفت از جانب يمن و بمشرق رفت و ملك مشرق خود را مسلّم كرد . و سمرقند [ 2 ] چنين گويند كه وى بنا كرده است . و اللّه أعلم .
محمّد بن إسحاق ، رحمة اللّه عليه ، گويد كه :
چون لشكر [ 3 ] كرده بود و بمشرق مىرفت ، بر مدينه گذر كرد ، و پسرى از ان خود بر سر اهل مدينه بداشت و خود بجانب مشرق رفت . چون ملك مشرق خود را مسلّم كرد و باز گرديد ، او را ديگر بار گذر به مدينه افتاد و اهل مدينه * حيلت ساخته بودند و پسر وى را بكشته بودند . پس چون تبّع واپس آمد و اهل مدينه پسر وى را بكشته بودند ، خواست تا مدينه را خراب كند و اهل مدينه بقتل آورد ، و نخلهاى مدينه ببرّد . پس اهل مدينه را [ حصار ] داد و جنگ مىكرد و مردم مدينه نيز با وى جنگ مىكردند . و رئيس مدينه در آن وقت عمرو بن [ 4 ] طلّه بود . و اهل مدينه بروز با وى جنگ مىكردند و بشب برگها و نزل بسيار مىفرستادند به تبّع ، و تبّع آن را خوش
هامش
[ ( 1 - ) ] آن تبع كه بمدينه آمده است ، تبع آخرى ابو كرب تبان اسعد بوده چنان كه در متن هم اشاره شده است .
[ ( 2 - ) ] بناى سمرقند را به شخص ديگرى از تبابعه كه اسم او شمر ابو كرب بوده است نسبت دادهاند . ( معجم البلدان )
[ ( 3 - ) ] ايا : گرد كرده بود .
[ ( 4 - ) ] در اصل : عمر بن طلبه .