بندر ابسه طبقه ساخته بودند ، و از هر طبقه [ 1 ] درى برودخانه گشاده بودند ، و چهار ماه از طبقهء اوّل ، يعنى بالا ، برودخانه رفتى ، و چهار ماه از طبقهء ميانه ، و چهار ماه از طبقهء زيرين . و بهر دو طرف آن رودخانه ، يمين و يسار ، باغها و سرايها پرداخته بودند و قوم سبأ در ان نشسته بودند . و چندان ميوها آنجا بودى كه در جملهء عالم نبودى ، و آن باغهاى ايشان از بسيارى [ 2 ] ميوه كه بودى ، چون كسى را ميوه بايستى او را حاجت آن نبودى كه [ 3 ] از درخت افگندى ، يا چيزى ببهاى آن دادى ، بلكه زنبيلى بر سر نهادى و زير چند درخت بگرديدى كه زنبيل وى از چند نوع ميوه پر شدى ، از بسيارى ميوه كه از درختها مىافتادى . و ديگر هر نعمتى كه حق تعالى بيافريده بود آن جايگه بودى ، و هوائى لطيف بود ، چنان كه هيچ گزنده در آن هوا نتوانستى بود . پس قوم سبأ مدّتها مديد در فراخى نعمت و عيش [ 4 ] خوش و رفاهيت حال روزگار بگذرانيدند . بعد از ان بطر و طغيان و أثر كفران نعمت بر ايشان ظاهر شد ، كفر و بتپرستى در پيش گرفتند و شكر نعمت حق سبحانه و تعالى نگزاردند و دست ظلم و بيداد بر همسايه و هر كس بگشادند ، و نصيحت علما قبول نكردند ، و دعوت انبيا ، صلوات اللّه عليهم أجمعين ، إجابت نكردند ، و پاس سخن ايشان باز نداشتند ، تا حق سبحانه و تعالى بدان سبب در بلا بر ايشان بگشاد و بدست حوادث آن نعمت و غنيمت از ايشان بربود ، و تقدير چنان كرد كه موشهاى دشتى بر آن سدّ [ 5 ] مسلّط گردانيد * تا رخنهها در آن سدّ [ 6 ] بدست
هامش
[ ( 1 - ) ] در اصل بخلاف ساير نسخ : طبقى .
[ ( 2 - ) ] روا و پا و ط : از بس كه پر ميوه .
[ ( 3 - ) ] روا : كه ميوه از درخت گرفتى .
[ ( 4 - ) ] روا : طيب عيش .
[ ( 5 - ) ] ساير نسخ بجز ايا : بند .
[ ( 6 - ) ] ساير نسخ : بند .