تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرت رسول الله ( سيرة النبي ص ) ( عربي ، فارسي ) — صفحة 25

مساهمون:

ص٢٥
خلل خواست رسيد و اهل يمن را هلاك خواست شد ، خود و فرزندان [ 1 ] از جانب يمن رحلت كردند ، و هر فرزندى از ان وى در طرفى مقام ساختند ، و قبيله‌اى از هر يك ازيشان ظاهر شد ، و يكى از ايشان به شام افتاد و آن جايگه مقام ساخت ، و قبيلهء جفنه [ 2 ] از وى ظاهر شد ، و يكى ديگر بمشرق افتاد ، و قبيلهء أوس و خزرج از وى ظاهر شد ، و يكى ديگر به مرّ الظّهران افتاد و قبيلهء خزاعه از وى ظاهر شد .

قصّهء سدّ مأرب

بدان كه [ حكايت ] سدّ مأرب [ چنانست كه ] رودخانه‌اى بود در جانب يمن * و ميان دو كوه افتاده ، و قوم سبأ كه حكايت ايشان از پيش رفت آن جايگه مقام داشتند . و بر دهانهء آن رود بندى بود بزرگ ، و آن بند را سدّ مأرب گفتندى . و چنين گويند كه : آن بند بلقيس [ 3 ] كرده بود . و آن بند از جهت آن ساخته بودند كه نشيب جملهء آب [ 4 ] ولايت به آن رودخانه بود ، تا آبها كه جمله نشيب [ 5 ] بدان جايگاه داشتى جمله [ 6 ] جمع شدى ، و آنگه چنان كه ايشان را به كار بايستى ، برودخانه فرو مىگذاشتندى و بزرعها و باغها مىبردندى [ 7 ] . و اين
هامش
[ ( 1 - ) ] ساير نسخ بجز ايا : خود با . . . كرد . [ ( 2 - ) ] در اصل و ساير نسخ بجز پا : جهينه و عبارت متن عربى ج 1 ، ص 14 چنين است : فنزل آل جفنة بن عمرو بن عامر الشّام ، و نزلت الأوس و الخزرج يثرب ، و نزلت خزاعة مرّا و نزلت أزد السّراة السّراة و نزلت أزد عمان عمان . . . و جهينه نام قبيلهء ديگرى است . و شايد مشرق تحريفى باشد از يثرب . [ ( 3 - ) ] ط : بلقيس زن سليمان پيغمبر صلوات اللّه عليه . [ ( 4 - ) ] اياوط : جملهء آبهاى . روا و پا : جملهء اطراف . [ ( 5 - ) ] در اصل : نشاب . [ ( 6 - ) ] ساير نسخ بجز ايا : آنجاى جمله . [ ( 7 - ) ] ساير نسخ بجز ايا : مىنهادندى .