منّت و نعمت بر خلايق است .
از راه اخلاص و حمد و شكر [ با قلب و زبان ] به يگانگى او ايمان دارم .
عمر خود را از بين بردم و آن را ( از آفات گناه ) مصون نداشتم و به سوى بيكارى و سهل انگارى گرايش يافتم .
اكنون ( عاجزانه ) از او درخواست دارم كه از من راضى شود ، زيرا كه من در پى آرزوهاى دنيوى افتاده به خود ستم كردم .
از گناه و نادانى خود و نيز از زيادهروى و لگامگسيختگىام به سوى او برمىگردم ( و توبه مىكنم ) « 1 » .
واگذارى كارها به خدا
[ 971 ] - 43 - آنچه را خدا نگهدارد ، ( از آفات ) مصون مىماند ، آنچه را خدا بيفكند ( و رها سازد ) خوار مىشود .
هر كه را خدا خوشبخت كند ، اگر هم روزگار سخت باشد بر او نرم ( و سازگار ) مىشود .
برادرم ! پند گير و فريب دنيا مخور ، ( گردش ) روزگار را چگونه مىبينى ؟
( سرانجام ) هر آنچه از كردار زشت يا نيكو كه انجام گرفته است پاداش داده خواهد شد .
رستگار شد بندهاى كه پردهء ( غفلت و جهالت ) از ( جلو چشم دل ) او كنار رفت و ( حقايق غيبى را ) دريافت .
و چشم روشن است آنكه باور كرد كه گرفتارى در زبان است .
پس در هر زمانى خود را از ( هرزهگوئيهاى ) زبان دور داشت و سنگين ( رأى ) شد .
هامش
( 1 )إله لا إله لنا سواه * رءوف بالبريّة ذو امتنان
أوحّده بإخلاص و حمد * و شكر بالضّمير و باللّسان
و أفنيت الحياة و لم أصنها * و زغت إلى البطالة و التّواني
و أسأله الرّضا عنّي فإنّي * ظلمت النّفس في طلب الأماني
إليه أتوب من ذنبي و جهلي * و إسرافي و خلعي للعنان