در عصر خطاها و بلاها
[ 972 ] - 44 - ما در عصر خطاها و گرفتاريها و در عصر شكستن ( پيمانها و مقررات الهى ) ، و اشتباه ( و سردرگمىها ) واقع شدهايم .
خير ( و خوبيها ) نابود شدند و صالحان خوار گشتند و با خوارى آنان نابخردان ( و كمعقلان ، حاكم و ) عزيز شدند .
فرماندهندگان به هر نيكويى برگشتند ، از اين رو در ميان مردم هيچ بازدارنده از منكر ( و ناپسنديها ) نيست .
آزاد مردان ، بردهء بردگان گشتند ، از اين رو براى آزاد مردان هيچ ارج و منزلتى نمانده
هامش
فماز من ألفاظه * في كلّ وقت و وزن
و خاف من لسانه * عزبا حديدا فخزن
و من يك معتصما * باللّه ذي العرش فلن
يضرّه شيء و من * يعدي على اللّه و من
من يأمن اللّه يخف * و خائف اللّه أمن
و ما لما يثمره ال * خوف من اللّه ثمن
يا عالم السّرّ كما * يعلم حقّا ما علن
صلّ على جدّي أبي * القاسم ذي النّور المبن
أكرم من حىّ و من * لفّف ميتا في الكفن
و امنن علينا بالرّضى * فأنت أهل للمنن
و اعفنا في ديننا * من كلّ خسر و غبن
ما خاب من خاب كمن * يوما إلى الدّنيا ركن
طوبى لعبد كشفت * عنه غيابات الوسن
و الموعد اللّه و ما * يقضي به اللّه مكن