است .
اين پيشه ( و سرگرمى ) اوست : آزمندى و مال اندوزى و چنين كسى بىخبر و مست و هوسباز است . « 1 »
مناجات حضرت در كنار مزار خديجه عليها السّلام
[ 973 ] - 45 - ابن شهر آشوب از عيون المجالس نقل مىكند كه : امام عليه السّلام همراه انس بن مالك كنار قبر حضرت خديجه عليها السّلام آمده و گريست ، سپس به او فرمود : مرا تنها بگذار . « 2 »
انس گويد : از او دور شدم ، چون نمازش طولانى شد ، شنيدم كه حضرت فرمود :
پروردگارا ! پروردگارا ! تو مولا ( و سرور ) بندهات هستى ، پس بر ( اين ) بندهء ناچيز خود كه پناهش تويى رحم كن .
اى آنكه صاحب برترين كمالاتى ! تنها تكيهگاه من تويى ، خوشا آن را كه مولايش تو باشى .
خوشا به حال آنكه بيمناك و شبزندهدار است و دردهاى خود را به خداى ذو الجلال عرضه مىدارد .
و هيچ درد و بيمارى كه بيشتر از محبّت مولايش باشد ، ندارد .
هرگاه از پريشانى و اندوه خود ( به خدا ) دادخواهى كند ، خدا پاسخش داده ، حاجتش را برآورده مىسازد .
هرگاه گرفتار تاريكيها ( ى گمراهى ) شود و زارى كنان به خدا رو آورد ، خدا او را گرامى
هامش
( 1 )وقعنا فى الخطايا و البلايا * و في زمن انتقاض و اشتباه
تفانى الخير ، و الصّلحاء ذلّوا * و عزّ بذلّهم أهل السّفاه
و باء الآمرون بكلّ عرف * فما عن منكر فى النّاس ناه
فصار الحرّ للمملوك عبدا * فما للحرّ من قدر و جاه
فهذا شغله طمع و جمع * و هذا غافل سكران لاه( 2 ) اذهب عنّي .