گردان .
چگونه در دنيا ، شادمانى مىيابى ، در صورتى كه ايام زندگانى دنيا رو به پايان است ؟
شادمانى آن [ تا آنجا كه ما ياد داريم ] به گريه و فرياد ( و درد و رنج ) آميخته است .
حقّا فرزند آدم كور است كه ( فنا و گذر ) آن را نمىبيند ، آنچنان كورى كه به كرى درون گوش ( و گوش دل ) منتهى شده است « 1 » .
در إنذار
[ 942 ] - 14 - عزيزم ! درنگ تو در ( ورطهء تباهى و ) فساد به درازا كشيد و بد توشهايست اين توشه كه براى قيامت فراهم نمودهاى .
دلت شيفتهء هواها شد و آن را بازنداشتى ، و به سوى پيروى از ( هواهاى ) دل ، رو نمودى .
و گناهان به هر جا كه خواست ، تو را برد و تو را كسى يافت كه زود تسليم و رام ( گناه ) مىشوى .
حقّا كه فرياد كوچت مىزنند ، بشنو ! و از ( فرياد ) فرياد زن خود را به كرى مزن .
سپيدى موى سرت از هر هشدار دهى بىنياز مىكند ، كه سفيدى آن ، سياهش چيره گشته است « 2 » .
هامش
( 1 )و إن صافيت أو خاللت خلّا * ففي الرّحمن فاجعل من تواخي
و لا تعدل بتقوى اللّه شيئا * ودع عنك الضّلالة و التّراخي
فكيف تنال في الدّنيا سرورا * و أيّام الحياة إلى انسلاخ
و إنّ سرورها فيما عهدنا * مشوب بالبكاء و بالصّراخ
فقد عمي ابن آدم لا يراها * عمى أفضى إلى صم الصّماخ( 2 )أخي قد طال لبثك في الفساد * و بئس الزّاد زادك للمعاد
صبا فيك الفؤاد فلم تزعه * وحدت إلى متابعة الفؤاد .